قبل: سری اول عکسای بروبچ! «

دوشنبه ۱۷ دی ۱۳۸۶

كاني شناسي

خواص كاني ها:
تمامي خواص هركاني به وسيله تركيب شيميايي و ترتيب قرارگيري اتم هايعناصر سازنده ي آن تعيين مي شود. هر چند كه بر اساس خواص شيميايي مي توان كاني ها را به راحتي ازيكديگر تشخيص داد اما براي اين منظور غالباً از خواص فيزيكي استفاده ميشود.
1- شكل بلوري (crytal Form)
تقريباً همه كاني ها به صورت متبلور ديده مي شوند. هر گاه يك كاني بدون روبر شدن با مانعي رشد كند پس از پايان رشد به وسيله سطوحي متقارن محصور شده و شكل مشخصي به خود مي گيرد كه شكل بلوري ناميده مي شود. جسم متبلور داراي نظم دروني سه بعدي است. يعني در آن اتم هاي سازنده مطابق نظم معيني پهلوي هم قرار مي گيرند. رد نتيجه بلور داراي سطح صاف است و به يالها و سطوح خارجي محدود است. براي بلورها شش شكل يا سيستم اصلي در نظر گرفته شده است كه عناصر تقارن در آنها متفاوتند. هرسيستم داراي يك شكل اصلي است اما كمتر ديده مي شود كه يك كاني به شكل اصلي سيستم متبلور شده باشد، بلكه اغلب روي قواعد مشخص رياضي مشتقاتي از آن 6 سيستم وجود دارد كه بلورها به ان شكل ديده مي شود.
1- Isometric
2- Tetra gonal
3- Hena gonal
4- Orthorombic
5- Mono clinic
6- Tri clinic

2 ساختار (Structure)
 1- ورقه اي        (Folated )
 2- رشته اي       (Fibrous)
  3- تيغه اي        (Bladed)
   4- شعاعي       (Tabular)
   5- دانه اي      (Radiation)
    6- ستوني        (Granular)
3 رنگ (color)
اگر چه در تشخيص اكثر كاني ها رنگ خاصيت قابل اعتمادي نيستن اما در معدودي از آنها رنگ شاخص تيرين خاصيت است.
آزوريت  ابي لاجوردي    مالاكيت  سبز روشن
فيروزه آبي فيروزه اي       گالن  خاكستري سربي
گرافيت سياه         گوگرد زرد كم رنگ
مگنيت سياه آهني
رنگ كاني ها به 2 گروه تقسيم مي شود.
1- تيره: كاني هاي آهن دار معمولاً تيره رنگند.   خاكستري تيره- سبز تيره- سياه
2- روشن: كاني هاي آلومينيوم دار معمولاً روشند. بنفش- قرمز تيره- برخي از رنگهاي قهوه اي.
رنگ كاني ها بستگي به شرايط تشكيل، ناخالصي ها و دماهاي تشكيل دارد.
4 رنگ خاكه يا خطا اثر:(Streak)
رنگ كاني به صورت خاكه است. براي تشخيص خط اثر كاني را بر روي چيني بدون لعاب با سختي 7 مي كشند. خط اثر ممكن است رنگش با نمونه دستي فرق كند، ار چه رنگ كاني مي تواند متغير باشد اما معمولاً رنگ خط اثر ثابت است. كاني هايي كه به سمت روشن هستند خط اثر عمدتاً بي رنگ است.
5- جلا (Luster) :
توانايي كاني در منعكس ساختن، عبور يا جذب نور را جلا مي گويند. هر قدر انعكاس و انكار نور از سطح كاني و يا سطح شكستگي آن زيادتر باشد جلاي ان مشخص تر است.
1. metallic: galena- pyrit- chalcopyrite
2. Semimetalic: Sphalorite- Arsenic
3. None metalic
در جلاي غير فلزي از اصطلاحات گوناگونياستفاده مي كنند.
1) جلاي شيشه اي    ( Vitreous): كوارتز- توپاز- فلوريت- هاليت
2) جلاي ابريشمي (Silky) : ژيپس
3) جلاي مرواريدي (Pearly) : لابرادوريت
4) جلاي الماس (Adamantine) : الماس
5) جلاي خاكي (Earthy) : تالك
6) جلاي چرب (Greasy) : سر پانتين
7) جلاي صمغي (Resinous)
6-سختي (hardness)
سختي كاني را مي توان به عنوان مقاومت آن ها در برابر خراشيده شدن به وسيله ساير اجسام تعريف كرد. سختي كاني ها بيشتر به سرز استقرار اتم ها در شبكه بلورين و نوع پيوند اتمي در كاني بستگي دارد. براي تعيين سختي كاني ها از مقياسي به نام مقياس موس (Mohs) كه توسط مزدريخ موس كاني شناس آلماني ارائه شده استفاده مي شود. در اين مقياس نرم ترين كاني سختي يك دارد (تالك). و سختي زيادترين مربوط به الماس است كه 10 مي باشد.
تالك1      ژيپس2           كليست 3               فلوريت 4
اپاتيت 5      ارتوز 6           كوارتز 7           توپاز 8                 كرندوم 9        الماس 10
ناخن 5/5        سكه 5/3           تيغه چاقو 5/4     شيشه 5/5    سوهان و آچار 5/6
7- وزن مخصوص (Specipic Gravity)
عددي است كه وزن حجم معين از يك كاني را با وزن آب هم حجم همان كاني مقايسه مي كند. چنگالي از نظر ارزش عددي با وزن مخصوص برابر است. وزن مخصوص هر كاني توام با افزايش جرم عناصر سازنده آن و نزديك تر بودن اين عناصر در ساختمان بلورين افزايش مي يابد. وزن مخصوص كاني هاي فلزي 5     وزن مخصوص كاني هاي سنگ ساز 7/2 است.
Specific gravity is  Weight of unit Volume.
8- رخ (cleavage) :
رخ عبارت است از گرايش كاني به شكسته شدن در جهاتي مشخص و در طول سطوحي صاف و هموار اين خاصيت بستگي به نحوه پيوندهاي اتم ها در جهات مختلف دارد. يعني هر چه درامتداد سطوح پيوندهاي اتمي ضعيف تر يا فاصله اتمي بيشتر و يا غالباً تركيبي ازاين دو باشد كاني در آن جهت آسان تر مي شكند.
1- يك جهت   كيانيت – مسكوويت                                                  perfect
2-دو جهت                                                                                 Imperfect
3- سه جهت   كليست غير قائم- هاليت و گالن قائم.               Non perfect    
9- شكست (Fracture)
بسياري از كانيهاي فاقد رخ بوده و به ازاي آن از طريق خاصي شكسته يا شكافته مي شود.
1- هموار (Even)
2-  ناهموار (Un eVen)
3-  صدفي (Conchoidal)
4-  دندانه اي (Hackly)
10 تركيب شيميايي (Chemical compostion ) : برخي از كاني ها از يك عنصر تشكيل و برخي ديگر از كاني ها تركيبات نسبتاً ساده اي از عناصر هستند و كاني هاي ديگر تركيب تركيب پيچيده تري دارند. تركيب شيميايي هر كاني مي تواند تا حدود اندكي تغيير پذير باشد چرا كه جايگزيني برخي از عناصر به وسيله ديگر اتم هاي هم اندازه باعث پديد آمدن يك كاني جديد نخواد شد. بنابراين مي توانيم بگوئيم كه هر كاني از عناصر تشكيل يافته است كه به نسبتي ثابت و يا اندكي متغير باشد.
11- نام (Name )
در نام گذاري كاني ها معيارهاي متفاوتي وجود دارد كه از مهم ترين آنها.
1) فرد سناياگر كاني
2)  مكاني كه در آن جا آن كاني يافت شده
3)  نام يك كاني مي تواند برگرفته از خصوصيات ظاهري و فيزيك آن مثل رنگ باشد.
رده بندي كاني ها:
1- عناصر آزاد            2- سولفيدها
3- سولفوساتها         4- اكسيدها
5- هاليدها                6- كربنات ها
7- نيترات ها             8- بوراتها
9- فسفاتها                10- سولفاتها
11- تنگ تات ها          12- سيلكيات ها


Native Element Group
1. Name :Gold
2. Chemical composition : Au
3. Crystallography : Iso metric
4. Color : yellow
5. Streak : yellow
6. Specific grovity : 19.3
7. Hard ness : 2.5 – 3
8. Fracture : Hackly
9. Cleavage : __
10. Luster : Metallic

پيدايش( Occurrence):
فراواني ميانگين طلا در پوسته زمين 0.004 ppm و بنا براين يك عنصر كماب است و در طبيعت به مقدار كم گسترش دارد. منابع عمده ي طلا رگه هاي طلا – كوارتز است كه درآنها طلا همراه پيويت و ديگر سولفيدها از محلول كاني دار بالا رونده نقشه شده است. طلا به صورت محلول جانبي از ذخاير سولفيدي فلزهاي پايه نيز باز يافت مي شود. وقتي رگه هاي طلا دار هوازده مي شوند طلاي آزاد شده به صورت يك نهفته آبرفتي محلي درپوشش خاك باقي مانده و يا به درون رودخانه هاي اطراف شسته شده و يك كانارپلاسري را مي سازد.
Diagnostic Feature:

طلا از سولفيدهاي زرد مانند پيريت و كلكوپيريت و از پولك هاي زرد ميكاي دگرسان شده، توسط برش پذيري و گراني ويژه بالا تشخيص داده مي شود.
Use
بيشار طلاي موجود به صورت شمش در كشورهاي مختلف است. كاربردهاي آن در جواهرسازي، دستگاه هاي علمي، آب، فلز كاري، ورقه هاي نازك طلا و لوازم دندانپزشكي است.
ذخاير بزرگ اين كاني:
1. آفريقاي جنوبي
2. شوروي
3. چين
4. كانادا
5. ايالات متحده
6. برزيل

Native Element Group
1. Name : Silver
2. Chemical composition :Ag
3. Crystallography : Iso metric
4. Color : White
5. Streak
6. Specific gravity : lo.5
7. Hard ness : 2.5 – 3
8. Cleavage ____
9. Fracture : Hackly
10. Luster : metallic

 

Occurrence:
نقره آزاد به مقدار كم در منطقه اكسيد كانارهاي معدني گسترش دارد. نقره آزاد در ذخاير بزرگ نتيجه نهشت از محلول هاي گرمايي اوليه است. ذخاير اوليه سه نوع است. 1) همراه با سولفيدها، زئوليت ها، باريت، فلوريت و كوارتز (2) با آرسيندها و سولفيدهاي كبالت نيكل و نقره و يا بيموت آزاد (3) با اورانيت و كانيهاي كبالت – نيكل.
Diagnostic Feature:
نقره را با شكل پذيري آن، رنگ در سطوح تازه و گراني ويژه بالا مي توان تشخيص داد.
Use:
كاسنگ نقره است. نقره كاربردهاي زيادي دارد. كه عمده آنها در لايه فيلم عكاسي، آب فلز كاري آياژهاي برنج، ظروف نقره اي و ابزارهاي الكتروني است. به دليل كاهش توليد و افزايش قيمت نقره، د ضرب سكه بجاي آن ازفلزهايي مانند نيكل و مس استفاده مي شود.
ذخاير بزرگ اين كاني:
1. كانادا
2. پرو
3. مكزيك
4. ايالت متحده
5. نروژ و آلمان

Native Element Group
1. Name : copper
2. Chemical cimposition : CU
3. crystallography: Iso  metric
4. color : copper Red
5. streak
6. specific gravity : 8.9
7. hardness : 2.5-3
8. Fracture : Hackly
9. Cleavage : Non perfect
10. Luster : metallic

Occurrence
مقدار مس آزاد در بسياري ازنواحي و در مناطق اكسيدي ذخاير مس، كاني هاي ثانويه مس همراه با كوپرت، مالاكيت و آزوريت يافت شده است بيشتر ذخاير اوليه مس آزاد با گدازه هاي بازالتي همراه بوده و در آنها نهشت مس، حاصل واكنش محلول گرمابي با كاني هاي اكسيدي آهن است.
Diagnostic  Feature:
مس آزاد را مي توان با رنگ سطوح تازه، شكست دندانه اي، شكست دندانه اي، گراني ويژه بالا و چكش خواري آن تشخيص داد.
Use
به عنوان كاسنگ فرعي مس، كاسنگ هاي اصلي فلز در حال حاضر سولفيدهاي مس هستند. بزرگترين استفاده ي مس براي اهداف الكتريكي، عمدتاً به شكل سيم است. به طور وسيعي در آلياژهايي مانند برنج (مس و روي)، برنز (مس و قطع)، نقره آلماني (مس، روي، نيكل)، پس از آهن دومين فلز براي تمدن صنعتي است.
ذخاير بزرگ اين كاني:
1. ذخاير بزرگ اين كاني عمدتاً در كشورهاي ايالت متحده و بوليور يافت مي شود.

1. Name : sulfur
2. Chemical cimposition : s
3.crystallography: Orothorombic
4. color : yellow
5. streak : yellow
6. specific gravity 2.05 – 2.09
7. hardness : 1.5- 2.5
8. Fracture :conchodal
9. Cleavage : Non perfect
10. Luster : Resinous

Occurrence
گوگرد اغلب در حاشيه دهانه آتش فشان هاي فعال يا خاموش يا در نزديكي آنها در اثر خروج گازها از دود خانها يافت مي شود. گوگرد دراثر فعاليت باكتري هاي گوگرد ساز مي تواند از سولفاتها نيز به وجود ايد. گوگزد در رگه هاي همراه با سولفيدهاي فلزي و در اثر اكسايش سولفيدها نيز ايجاد مي شود. درسنگهاي رسوبي ترشياري بسيار رايج بوده و به فراواني همراه با ايندرت، ژيپس و سنگ آهنك و گاهي در سنگهاي رسي به طور طبيعي يافت ميشود.
Diagnostic  Feature:
گوگرد را ميت وان از روي رنگ زرد و آسان سوختن آن تشخيص داد. نبود رخ خوب متمايز كنند، آن از orpiment است.
Use:
گوگرد به طور عمده در تهيه تركيب هاي گوگردي مانند سولفوريك اسيد (؟؟؟/) و هيدروژن سولفيد (؟؟؟؟) به كار مي رود. مقدار زيادي ازگوگرد عنصري در حشره كش ها، كودهاي مصنوعي و برش دادن لاستيك استفاده مي شود. تركيب هايگوگردي در تهيه صابون، نساخي چرم و كاغذ، زنگن نقاشي، رنگرزي و پالايش نفت به كار مي رود .
ذخاير بزرگ اين كاني:
ايالت متحده – مكزيك.


Native  Element    Group
1. Name : Graphite
2. Chemical composition :C
3. Crystallography : hexa gonal
4. Color : Black
5. Streak: Black
6. Specific gravity : 2.23
7. Hard ness : 1-2
8. Cleavage :Imperfect
9. Fracture : splintery
10. Luster : metalic

Occurrence:
گرافيت بيش از همه در سنگ هاي دگرگوني مانند أهك هاي بلورين، شيت ها و گنايس ها يافت مي شود. ممكن است به صورت ورقه هاي بلورين بزرگ يا به صورت پولك هاي كوچك پراكنده يافت شده و مقدار أن به قدري بالا باشد كه بخش قابل توجهي از سنگ را تشكيل مي دهد.دراين موارد گرافيت احتمالاً از مواد كربن دار ما منشا ألي كه درحين دگرگوني به گرافيت تبديل ميشوند به دست أمده است. لايه هاي زغال سنگ دگرگون شده نز ممكن است تا حدي به گرافيت تبديل شوند گرافيت در رگه هاي گرمابي نيز به همراه كوارتز، بيوتيت، ارتوكلاز، أپاتيت، پيريت و تيتانيت يافت ميشود.
Diagnostic  Feature:
گرافيت از روي رنگ، ماهيت و رقاي و لمس چرب شناخته مي شود. از مولبيرنت توسوا رنگ سياه أن و رنگ خاك سياه شناخته مي شود.
Use:
در ساخته بوته هاي ديرگدار درصنايع فولاد، برنج و برنز كاربرد دارد. گرافيت مخلوط با نفت به عنوان ليزانه و مخلوط با رس نرم به عنوان مغز ماد به كار مي رود. ر ساخت رنگ محافظ براي فولادهاي ساختماني و د؟/ قالب ريخته گري- باتري ها، الكترودها، صفحه ها و برس هاي مواد مولد برق و در تايپ برقي نيز كاربرد دارد.
ذخاير يزرگ اين كاني:
چين – روسيه – كره شمالي – كره جنوبي – هندوستان – مكزيك.

1. Name : Diamond
2. Chemical composition :C
3. Crystallography :Isometric
4. Color : yellow- Red –Green- B;ue
5. Streak:
6. Specific gravity : 3.52
7. Hard ness : 10
8. Cleavage :perfect
9. Fracture : Even
10. Luster : Adamantine

Occurrence:
اين كاني از نقاط مختلفي به دست مي آيد و به علت سختي زياد و ميل تركيبي كم و وزن مخصوص بالا عمدتاً در آبرفت هاي رودخانه اي به دست مي آيد. درسالهاي اخير در كشورهاي آفريقا و روسيه الماس به صورت اوليه يا در جازا (Insitul) يافته شده است. سنگي كه در بردارنده الماس است و منشأ آن محسوب مي گردد. سنگي به نام kimberlite  است. كه يك پريوتيت دگر سان شده است. شكل توده كيمبوليت الماس داراي شكل لوله مانند است. سنگ كيمبرليت وقتي درمعرض هوازدگي قرار گيرد به صورت زرد رنگ مي باشد ولي در اعماق كاملاً آبي رنگ است.

Diagnostic  Feature:
الماس به وسيله سختي زياد، جلاي الماس و رخ از كاني هاي مشابه به خود تميز داده مي شود.
Use
در صنعت قطعات بلور الماس را براي بريدن شيشه به كار مي برند. پودر نرم در سائيدن و صيقلي كردن الماس و ديگر گوهر سنگ ها به كار مي رود. از تيغه هايي كه پودر الماس درآنها كار گذاشته شده براي بريدن سنگ ها و ديگر مواد سخت استفاده مي شود. سرمته هاي فولادي كه الماس به ويژه گونه هاي بلورين آن يعني كربناد و در آنها كار گذاشته مي شود. براي خطري الماس در معدن كاري اكتشافي به كار مي رود. الماس درتهيه سيم هاي برش و در ابزارهاي چرخ هاي ساينده نيز به كار مي رود.
ذخاير بزرگ اين كاني:
اتراليا- زئيد – بوستوانا- كشورهاي متسقل مشترك المنافع – آفريقاي جنوبي- آنگولا و غنا.


1. Name : Galena
2. Chemical composition : phs
3. Crystallography :Isometric
4. Color : Gray
5. Streak: Gray
6. Specific gravity : 7.4- 7.6
7. Hard ness : 2.5
8. Cleavage :perfect
9. Fracture : ___
10. Luster :metallic

Occurrence
:
گالن يك كاني سولفيدي بسيار رايج است. كه در رگه ها همراه با اسفالريت، پيريت ماركازيت، كلكوپيريت يافت مي شود. گالن در رگه هاي گرمايي دربيشتر مواد با كانيها نقرههمراه است. در نوع دوم ذخاير به نام ذخاير سرب و روي تيپ دره مي سي سي پين گالن همراه با اسفالريت در رگه ها، پرشدگي هاي فضاي خالي يا توده هاي جانشيني در آهك ها يافت مي شود. اين ذخاير دما پايين در اعماق پايين واقع بوده و به طور معمولي مقدار كمي نقره دارد. گالن در ذخاير دگرگوني مجاورتي در پگماتيت ها و به صورت افشان در سنگ هاي رسوبي يافت مي شود.
Diagnostic  Feature:
گالن را مي توان به آساني با رخ خوب آن، گراني و ويژه بالا، نرمي و رنگ خاكستري سربي تشخيص داد.
Use:
عمدتاً تنها منبع pb و يك كاننگ مهم نقره است.
ذخاير بزرگ اين كاني:
1- آلمان
2- چك
3- انگلستان
4- استراليا

 
1. Name : sphalerite
2. Chemical composition : zns
3. Crystallography :Isometric
4. Color :
5. Streak: yellow – Brown - white
6. Specific gravity : 3.9 – 4.1
7. Hard ness : 3.5 - 4
8. Cleavage :perfect
9. Fracture : uneven
10. Luster :Adamantine – Non metallic - Resinous

Occurrence:
اسفالريت مهم ترين كانه روي بوده و بسيار رايج است. رخداد و نحوه ي تشكيل آن مشابه گالن است و معمولاً همراه با آن ديده مي شود. اسفالريت با مقدار كمي گالن دررگه هاي گرمابي و ذخاير جانشين، همراه با پيروتيت، پيريت و مگنيتت يافت مي شود. اسفالريت در رگه هاي سنگ هاي آذرين و در ذخاير دگرگوني مجاورتي نيز مي توان يافت
Diagnostic  Feature:
رنگ را با رنگ خاكه قهوه اي مايل به سرخ مي شناسند و همواره سبك تراز كاني توده اي است.
Use:
مهم ترين كاشنگ روي است. استفاده اصلي روي ياشمش روي در گالوانيزه كردن آهن، برنج در باطري هاي الكتريكي و ورقه روي است. اسفالريت مهم ترين منبع كاريوم، انيديم، گاليم و ژرمانيم نيز مي باشد.
ذخاير بزرگ اين كاني:
1- كانادا
2- شوروي
3- ايالت متحده
4- استراليا      5- لهستان  6- مكزيك    7- ژاپن

sulfides Group
1.  Name : Pyrite
2. Chemical composition : Fes2
3. Color : Brass yellow
4. Streak: سياه
5. Specific gravity : 5.02
6. Hard ness : 6-6.5
7. Cleavage :Imper fect
8. Fracture : conchoidal
9. Luster :METALLIC
10. Crystallography: Iso metric

Occurrence:
پيريت رايج ترين كاني سولفيدي است. اين كاني هم در اثر شرايط دماي بالا و هم در دماي پايين تشكيل مي شود. اما بزرگترين توده هاي ان در شرايط دماي بالا تشكيل مي شود. به عنوان يك محصول جدايش ماگمايي و به عنوان يك كاني فرعي از سنگ هاي أذرين تشكيل مي شود.
در نقشه هاي دگرگوني مجاورتي و رگه هاي گرماي هم تشكيل مي شود. كاني رايج سنگ هاي رسوبي است. كه هم به صورت اوليه ايجاد مي شود و هم به صورت ثانويه.كاني هاي مهم همراه پيريت عبارتند از 1- گالن 2- اسفالريت 3- كالكوپيريت رگه هاي أن دراثر دگرساني بهتوده اي از ليمونيت زدر رنگ تبديل مي شود كه دراصطلاح به أن گوسان Gossan مي گويند. كه معمولاً به عنوان راهنماي اكتشاف معادن استفاده مي شود.
Use:
1. اغلب به خاطر داشتن طلا و مس همراه آن ايجاد مي گردد.
2.  منبعي براي گوگرد است. زيرا گوگرد فراواني به همراه دارد.
3.  درد باغي و تهيه مريك وجوهر و به عنوان يك محافظ چوب است.
4.  مي تواند به عنوان كاشنگ آهن باشد.
5.  اين كاني به عنوان يك كاني قيمتي عرضه مي شود.

sulfides Group
1.  Name : chalco pyrite
2. Chemical composition : Cu, fes2
3. Color : Brass yellow - Red
4. Streak: سياه مايل به سبز
5. Specific gravity : 4.1 – 4.3
6. Hard ness :3.5 - 4
7. Cleavage :Imper fect
8. Fracture : un even
9. Luster :METALLIC
10. Crystallography: TETRA GOMA

Occurrence:
اين كاني رايج ترين و مهم ترين كاشنگ مس محسوب مي گردد. اين كاني در رگه هاي گرمابي و نقشه هاي جايگزيني تشكيل مي شود. اين كاني، كاني اصلي و اوليه درنقشه هاي مس پورفيري (p.c.d) است. اين كاني به عنوان يك جزءاوليه در سنگ هاي آذرين و در پگماتيت ها و در نقشه هاي دگرگوني مجاورتي تشكيل مي شود. كالكوپريت مي تواند حاوي عناصر ارزشمندي مانند طلا و نقره باشد. در اثر دگرساني كالكوپيريت به كاني هاي ثانويه مس مانند كلكوسيت، كووليت – آزوريت – مالاكيت و كوپريت تبديل مي شود.
اين كاني به عنوان طلاي احمق ها محسوب مي گردد.

sulfides Group
1.  Name : chalcocite
2. Chemical composition : Cu2S
3. Cryslallography: در دماي بيشتر از 105 درسيستم هگزاگونال و قبل از آن ارترومبيك
4. Color : Gray
5. Streak: Gray Black
6. Specific gravity : 5.5 – 5.8
7. Hard ness :2.5-3
8. Cleavage : ضعيف
9. Fracture :conchoidal
10. Luster :METALLIC

Occurrence:

كالكويست مي تواند به عنوان يك كاني اوليه در رگه هاي همراه با برنايت، كلكوپريت انارژيت و پيريت يافت شود. اما مهم ترين رخوار آن به عنوان يك كاني Supergen  در زون غني شده (Enriched Zon) است. در شرايط سطحي سولفيدهاي اوليه مس اكسيد شده و سوفاتهاي اغلاي پذير حاصله به سمت پاييز حركت كرده با كاني هاي اوليه واكنش داده و كلكوسيت مي سازد. و بنابراين كاشنگ را از مس غني مي كند سطح آب زير زميني حد پايين منطقه اكسايش است و در اينجا پوشش كلكويتي مي تواند حاصل شود.
Diagnostic  Feature:
كلكوسيت با رنگ خاكستري سربي و برش پذيري خود شناخته مي شود.
Use:
كاشنگ مهم مس است.
ذخاير بزرگ اين كاني:
1- ايالت متحده  - اسپانيا.

sulfides Group
1.  Name : orpiment
2. Chemical composition : As2S3
3. Crytallography: mono clinic
4. Color : yellow
5. Streak: yellow
6. Specific gravity : 3.49
7. Hard ness :1.5-2
8. Cleavage :واضح
9. Fracture : _____
10. Luster :Resinous – pa??ly

Occurrence:
ارپيمنت كاني كميابي است كه معمولاً همراه بار آلگار است و در شرايط مشابهي بار آلگار به وجود مي آيد.
Diagnostic  Feature:
بارنگ زرد و ساختار برگي خود شناخته مي شود. ازگوگرد توسط رخ كامل خود متمايز است.
Use:
دررنگسازي و براي برداشتن موهاي زائد به كار مي رود. پيش از اين از ارپ منت و رالگار به عنوان رنگدانه استفاده مي شد. اما امروز به دليل ماهيت سمي آنها دراين اهداف به كار نمي رود.
ذخاير يزرگ اين كاني :
روماني
چك و اسلواكي
ايالت متحده

sulfides Group
1.  Name : Realgar
2. Chemical composition : ASs
3. Color : Red to orange
4. Streak: Red
5. Specific gravity : 3.48
6. Hard ness :1.5-2
7. Cleavage :,واضح
8. Fracture : ____
9. Luster : Resinous
10. Crystallography: monoclinic

Occurrence:
اين كاني به صورت رگه اي به همراه كاني هاي سرب، نقره – طلا و ديگر كاني هاي آرسينگ دار تشكيل مي شود. در اطراف دهانه هاي آتش فشاني و چشمه هاي آبگرم كاني به صورت رگه اي به همراه كاني هاي سرب، نقره – طلا و ديگر كاني هاي آرسينگ دار تشكيل مي شود. در اطراف دهانه هاي آتش فشاني و چشمه هاي آبگرم هم ديده شده است. در اثر دگرساني به پودر زرد مايل به قرمز رنگ تجزيه مي شود و علت دگرساني آن نور آفتاب است كه باعث متلاشي شدن كاني مي شود.
Use:
1. اين كاني به صورت رنگدانه مصرف مي شده ولي به علت ايجاد آلودگ منسوخ شده است.
ذخاير بزرگ اين كاني:
1. ذخاير بزرگ اين كاني در مجارستان، آلمان، سويس و مقدونيه يافت مي شود.
2. در پارك ملي yellow stone در آمريكا در اطراف آفشانها (Gayser) اين كاني مشاهده مي شود. اين آب فشان ها در فواصل زماني مشخص اب را از عمق زياد به فضا پرتاب مي كند.
نام آن از يك كلمه ي عربي به نام پودر معدي گرفته شده است.


sulfides Group
1. Name : stibnite
2. Chemical composition : Sb2 S3
3. Crytallography: orthorombic
4. Color : Gray to dark
5. Streak: Gray to dark
6. Specific gravity : 4.52 – 4.62
7. Hard ness :2
8. Cleavage :رخ واضح
9. Fracture : _____
10. Luster :metallic

Occurrence:
استيبنيت در رگه هاي گرمابي دماي پايين يا ذخاير جانشيني و نقشه هاي چشمه هاي آب گرم يافت مي شود. و همراه با ديگر كاني هاي آنتيموان و با كالن و رالگار و نيابار و اسفالريت، باريت و رآلگار و ارپي منت و طلا ديده مي شود.

 Diagnostic  Feature:
توسط سهولت گدازش، نمود تيفي، رخ كامل دريك جهت، زنگ خاكستري سري و رنگ خاكه سياه نرم شناخته مي شود. در شعله شمع گذاز پذير است. استيبنيت از نظر رنگ و جلا، خط اثر مثل گالن. اما اختلاف وزن مخصوص استيبنيت كمتر از نصف گالن است.
Use:
كاسنگ اصلي آنتيموان است.
ذخاير بزرگ اين كاني:
1. چين
2. ايالت متحده
3. ژاپن
4. روماني

sulfides Group
1. Name : marcasite
2. Chemical composition :Fes2
3. Crytallography: orthorombic
4. Color : زرد برتري كمرنگ تا تقريباً سفيد. درخشش رنگين كماني زرد تا قهوه اي
5. Streak: Black
6. Specific gravity : 4.89
7. Hard ness :6-6.5
8. Cleavage :
9. Fracture :
10. Luster :metallic

Occurrence:
ماركازيت در رگه فلز دارد و در بسياري موارد همراه كاسنگ هاي سرب و روي يافت مي شود. پايداري كمتري سبت به پيريت داشته و به آساني تجزيه مي شود و كمتر از آن رايج است.
در دماهاي پايين از محصول اسيدي رسوب مي كند و معمولاً درشرايطي به صورت يك كاني روزاد تشكيل مي شود و در بسياري موارد ماركازيت به صورت نقشه هاي جانشيني در آهك ها و اغلب به صورت سنگال هاي ميان لايه اي در رس ها، مارل ها و شيل ها يافت مي شود.
Diagnostic  Feature:
معمولاً با رن زرد كمرنگ تر بلورها و نمونه هاي رشتهاي خود از پيريت شناخته مي شود عمدتاً ماركازيت را به صورت شعاعي مي بينيم.
Use:
مي تواند به عنوان منبع گوگرد استفاده شود.
ذخاير بزرگ اين كاني:
1- چك
2- انگلستان
3- ايالت متحده

sulfides Group
1. Name : Corundum
2. Chemical composition :Al2o3
3. Color :Red
4. Streak: Color less
5. Specific gravity : 4.02
6. Hard ness :9
7. Cleavage :
8. Fracture :
9. Luster : Non metallic Adamantin - Vitreous
crystallography: hexa gonal

Occurrence

اين كاني به عنوان يك كاني فرعي در سنگ هاي دگرگوني مانند گنيس – ميكاشيت و آهك هاي متبلور يافت ميشود. كروندوم به عنوان يك جزء اوليه در بعضي از سنگ هاي آذرين فقير از سيليس مانند سينيد و تقليد سينيد يافت مي شود. كروندوم اغلب بهشكل كريستال و يا گرد شده در رسوبات آواري و آبرفت ها ديده مي شود. كه علت ان سختي زياد و عدم ميل تركيبي كروندوم است. كانيهاي همراه كروندوم شامل اليوين ميكا – سرپاتتين و ماگنيت است.
كشورهاي توليد كننده منگبتر:
با ارزش ترين انواع ياقوت قرمز (Ruby) ازكشور به برمه به دست مي آيد. اخيراً ياقوت هاي قرمز با ارزشي در كشور كينا به دست آمده است. انواع كم ارزش تر ياقوت از نوع قرمز در آبرفتهاي تايلند، كامبوج و سري لانكا به دست آمده است.
Use:
كروندم به عنوان يك ماده ساينده (Abra Sive) هم شناخته مي شود. زيرا سختي بالايي دارد. واژه ي Emery به انواع كروندومي كه به عنوان ساينده مصرف مي شود بكار مي رود. 0كروندوم دانه اي سياه رنگ). كروندوم به صورت مصنوعي هم توليد مي شود. با گداختن بوكسيت به دست مي آيد كه مصرف Abrasive دارد. علاوه بر ساينده بودن به عنوان يك سنگ قيمتي يا Game STONE  كاربرد دارد. كروندوم كلمه اي باريشه هندي است.

 
hematite group: X2o3
1. Name : hematite
2. Chemical composition : Fe2o3
3. Color :Black – Brown - Red
4. Streak: Brown – Light to dark red
5. Specific gravity : 5.26
6. Hard ness :5.5 – 6.5
7. Cleavage :
8. Fracture :
9. Luster : metallic
crystallography: hena gonal

Occurrence
هماتيب در سنگهاي باسن‌هاي مختلف يافت شده و به عنوان مهم‌ترين و فراوان‌ترين كاسنگ آهن شناخته مي‌شود. همايت در سنگ‌هاي آتش فشاني به عنوان ييك محصول فرايند ماگماين تشكيل مي‌شود. درنقشه‌هاي دگرگوني مجحاورتي هم چنين به عنوان كاني فرعي در سنگ‌هاي آذرين مانند گرانيت ديده مي‌شود.
هماتيت به صورت ذرات ريز ميكروسكوپي تا حجم‌هاي قابل توجه در سنگ‌هاي دگرگوني ناحيه‌تي و در نتيجه اكسيد شدن كاني‌هاي ليمونيت، مگنيت و سيلوريت تشكيل مي‌شود. در ماسه سنگ‌هاي قرمز «Red sand stone»‌اين كاني به عنوان سيمان سنگ دانه‌هاي كوارتر را به هم متصل مي‌كند. ذخاير رسوبي آن از بزرگ‌ترين معادن سنگ آهن جهان محسوب مي‌شود كه حجم آنها به ميليون ها تن مي‌رسد. كه اين ذخاير را اصطلاحاً به نام تشكيلات نواري آهن (Baded Iron Fomatian) نام گذاري كرده‌اند. علت اين كه به عنوان رسوبات تشكيلات نواري آةن مي‌گويند ايني است كه لايه‌هاي آهن به صورت متناوب بالايه‌هاي سيليس پوشانده شده است. و با گذشت ميليون‌ها سال لايه‌هاي سيليسي توسط آبهاي جاري شسته شده و از بين مي‌رود و لايه‌هاي آهن ظاهر مي‌ود. و به اين ترتيب عيار آهن افزايش مي‌يابد.
ذخاير آهن درايران:
 معدن چغارت در باقو يزد. معدن چادر ملو در يزد معدن گل گهر در سيرجان و معدن سنگال در بافق خراسان.
كاربرد:
به عنوان مهم‌ترين كاسنگ آهن در صنعت فولاد سازي است.


Rutile group Xo2
1. Name : pyrolusite
2. Chemical composition : mno2
3. Color :Black Iron
4. Streak: Gray Black
5. Specific gravity : 4.75
6. Hard ness :1 – 2
7. Cleavage :perfect
8. Fracture : -
9. Luster : metallic

crystallography: tetra gona.10

Occurrence
فلز منگنز در سنگ‌هاي كريستال در مقادير كم وجود دارد. اين عنصر وقتي از اين سنگ‌ها حل و خارج مي‌شود به صورت كاني‌هاي متنوعي مجدداً رسوب مي‌كند. كه عمده‌ترين آ“ها هميسن پيرولوزيت است. گرهك‌هاي پيرولوزيت در محيط‌هايي مانند مرداب‌ها – بستر درياچه‌ها و كف درياها و اتيانوس‌ها تشكيل مي‌شود. لايه‌هاي منگنز در بين طبقات رسي آواري در نتيجه تخريب آهك‌هاي غني از منگنز تشيكل مي‌شود.و به همراه كوارتز و ديگر كاني‌هاي فلزي تشكيل مي‌شود.
پييربوزيت به عنوان رايج‌ترين كاسنگ منگنز محسوب مي‌گردد.
كشورهاي توليد كننده منگنز:
1- روسيه   2- آفريقاي جنوبي  3- برزيل    4- چين     5 هندوستان
Use:
1. به عنان مهم‌ترين كاسنگ منگنز محسوب مي‌گردد.
2. در توليد انواع تركيبات شيميايي منگنز مصرف مي‌شود.
3. در باطرهاي خشك از اين تركيبات استفاده مي‌شود.
4. در شيشه‌سازي به عنوان يك ماده خشك كننده دررنگ سازي به كار مي رود.
5. در توليد آجرهاي رنگي و  شيشه سازي استفاده مي‌شود.
6. عمدتاً در صنعت فولاد سازي استفاده مي‌شود.
ذخاير منگنز در كشورهاي ايران عبارتند از:
1- معدن رباط كريم دراطراف قم
2-  معدن آب بندر در حوالي داراب


spinel group
1. Name : chromite
2. Chemical composition : Fecr2o4
3. Color :Iron   Black
4. Streak:Dark Black
5. Specific gravity : 4.6
6. Hard ness :5.5
7. Cleavage :
8. Fracture :
9. Luster : metallic to sub metallic
crystallography: Iso metric

Occurrence

اين كاني به عنواهن يك كاني رايج در سنگ‌هاي النزا باريك مانند پيريد وتيت و سر پاتين حاصل از هوازدگي آنها ديده مي‌شود. كرومييت يكي از اولين كاني‌هايي است كه از ماگما شروع به تبلور و جدا شدن مي‌كند. و طي اين فرآيند لايه‌هايي از غني از كروميت در كف محفظه‌هاي ماگمايي انباشته مي‌شوود. اين لايه‌ها معمولاً علاوه بر كروميت حاوي كاني‌هايي مانند اليوين – سرپانتين و كرندوم است. كشورهاي مهم توليد كنند كروميت به ترتيب آفريقاي جنوبي – روسيه – آلباني – زيمباوه مي‌باشد.
Use:
اين كاني تنها كاسنگ كرم محسوب مي‌شود. بر اساس نسبت كرم به آهن 3 نوع مصرف براي اين كاني وجود دارد.
1. etallurgical uses:
در صنايع  metallurgi  از كرم براي توليد فولادهاي ويژه استفاده مي‌شود. كه معمولاً سختي زياد، استحكام قابل توجه و مقاومت در برابر خوردگي شيميايي داردند ضمناً از اين كاني در توليد آلياژهاي مختلف كرم مصف مي‌شود.
2. Resractory    uses:
 به عنوان يك ماده دير گداز در توليد آجرهاي نسوز كه براي ساخت بدنه كوره‌هخاي ذوب فلز به كار مي‌رود مصرف مي‌شود.
3. chemical  uses:
كاربرد شيميايي براي تركيبات شيميايي مختلف مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

 
Spinel group   Xy2o4
1. Name : magnetite
2. Chemical composition : Fe3o4
3. Color :Black
4. Streak: Black
5. Specific gravity : 5.18
6. Hard ness :6
7. Cleavage :
8. Fracture :
9. Luster : metallic
crystallography: Isometric

Occurrence
كاني رايجي است و به صورت پراكنده در اغلب سنگ‌هاي آذرين تشكيل مي‌شود. در نوع خاصي از اين سنگ‌ها مگنتيت به عنوان يك محصول حاصل از جدايش ماگمايي در حجم‌هاي قابل توجه تشكيل مي‌شود. كه اغلب اينها با منشأ ماگمايي غني از تيتانيوم هستند. اين كاني در سنگ‌هاي دگرگوني متبلور به صورت لايه‌هاي وسيع مي‌تواند تشكيل گردد.
هم چنين در سنگ‌هاي رسوبي در تشكيلات نواري آهن در حجم‌هاي بسيار قابل توجه تشكيل مي‌شود. كه در اين گونه ذخاير آهن يك منشأ رسوبي شيميايي دارد. در ماسه‌هاي سياه سواحل دريا (Black . Sand . Stone) به همراه كاني‌هاي مقاوم ديگر مانند كرندوم يافت ميي‌شود. از بزرگ‌ترين كانسارهاي ماگمايي آن ميتوان به كانسار Kiruna در كشور سوئد اشاره كرد، كه بيش از 1 ميليارد تن ذخيره دارد. كه مگنيت به همراه آپاتيت متبلور شده است. ذخاير ديگر آن دركشورهاي نروژ، روماني و اكراين بهره بداري مي‌شود. آهن با منشأ رسوبي در كشورهاي كانادا و آمريكا از تشكيلات نواري آهن بهره برداري مي‌شود.

Use:
به عنوان كاسنگ مهم آهن در فولاد سازيي مشابه هماتيب مصرف مي‌شود.
نام: Nae:
نام اين كاني از منطقه‌اي به نام مگنزيا در مقدونيه گرفته شده است.
Hydroxide Group
هيدروكسيد ها تركيباتي هستند كه در ساختمان آنها ملكول‌هايي مانند هيدوركسيل يا hydronyl و ملكول آب شركت دارند حضور اين ملكول‌ها باعث مي‌شود قدرت پيوندي درساختمان هيدروكسيدها به مراتب ضعيف‌تر ازكاني‌هاي اكسيدي باشند.

 
1. Name : Goethite
2. Chemical composition : Feo oH
3. Color :Brown Incline to yellow
4. Streak: Brown
5. Specific gravity : 4.37
6. Hard ness :5.5.5
7. Cleavage :
8. Fracture :perfect
9. Luster : Adamantin
crystallography: orotrombic

Occurrence
يكي از رايج‌ترين كاني‌هاي مناطق هوازده و محصول هوازدگي كاني‌هاي آهن دار شناخته مي‌شود. اين كاني تحت شرايط رسويگذاري معدني يا رسوبگذاري با منشأ بيولوژيك در محيط‌هايي مانند چشمه‌ها و مرداب‌ها تشكييل مي‌شود. اين كاني بر روي رگه‌هاي معادن فلزي به صورت گوسان يا كلاهك آهني تشكيل مي‌شود.
Use:
كاسنگ آهن است و در صنعت فولادسازي مصرف مي‌شود.
ذخاير بزرگ اين كاني:
1. انگليس 2. كوبا    3. فرانسه       4. آلمان

1. Name : Burnite
2. Chemical composition : minture of 
3. Color :Red – yellow - white
4. Streak:Brown
5. Specific gravity : 2-2.55
6. Hard ness :1-3
7. Cleavage : perfect
8. Fracture :
9. Luster : Earthy
crystallography: no crystallogaphy

Occurrence
ويژگي مهم اين كاني بافت پيزووليتي pisolitic     tenture مي‌باشد.

اين سنگ يك منشأ ثانويه (super  gen) دارد و تحت شرايط آب وهوايي استوايي تا نيمه استواني وطن هوازدگي طولاني مدت سنگ‌هاي غني ازآلومينيوم و شسته‌شدن سيليس ازايين سنگها تشكيل مي‌شود. ضمناً ازهوازدگي آهك‌هاي غني از رس هم ممكن است تشكيل شود. هم به صورت درجازا و هم به صورت حمل  شده تشكيل مي‌شود. در مناطق استوخاكهاي بوكيستي را اصطلاحاً لاتريت مي‌گويند. كه در زبان لاتين به نام خاك آجر است. تركيب لاتريت‌ها در نقاط مختلف متفاوت است ولي معمولاً منبع آلومينيوم و آهن هستند.
Use:
1. يك كاسنگ مهم AL محسوب مي‌گردد. كاربرد AL هم درصنايع  اتوموبيل و هواپيما سازي و راه آهن استفاده مي‌شود. درتوليد ظروف غذايي كاربرد دارد.
2.  براي توليد اكسيد آلومينيوم  به عنوان ماه ساينده (abrasive)
ذخاير بزرگ اين كاني:
معدن جاجرم دربجنورد و معدن دهدشت در كهكيلويه ذخاير بزرگ آن هستند.
گروه  carbonate Group
كمپلكي آنيوني كربنات متشكل از 3 اتم اكسيژن در اطراف و كي اتم كربن در مركز آنهاست، كه به صورت يك مثلث آاريش پيدا كرده است. اين اين بنيان اساس ساختمان كاني‌هاي كربناته را تشكيل مي‌دهد، اگر چه پيوندي كه بني كربن و يون‌هاي اكسيژن وجود دارد پيوندي محكم است


1. calcite Group
2. Aragonite  Group
3. Doloite Group

Calcite Group:
1. Name : Colcite
2. Chemical composition : caco3
3. Color : white-Red- Blue- Green
4. Streak: white
5. Specific gravity : 2.71
6. Hard ness :3
7. Cleavage : perfect
8. Fracture :Even
9. Luster : vitreous- Earthy
crystallography: hena gonal

Occurrence
كلسيت يك كاني سنگ ساز محسوب مي‌گردد. (Rock. Foring. I) و يكي از رايج‌ترين و گسترده‌ترين كاني‌ها درطبيعت محسوب مي‌گردد. اين كاني در حجم‌هاي وسيع درسنگ‌هاي رسوبي ديده مي‌شود. در واقع سنگ آهگ (Lime Stone) عمدتاً ازاين كاني تشكيل شده است. سنگ‌هاي آهكي به صورت لايه‌هاي ضخيم در بستر درياها و اقيانوس‌ها به عنوان يك رسوب شيميايي تشكيل مي‌شود. هم چنين در همين مناطق از انبا شته شدن پوسته‌ها و اسكلت جانداران دريايي آهك‌هاي بيوژنيك تشكيل مي‌شود. در محيط‌هايي مانند غارها با آبهاي حاي كربنات كلسيم در اثر تبخير تبديل به سنگ آهك مي‌شود كه به صورت كلسيت به شكل استالاكتييت و استالاگميت رسوب مي‌نمايد. اين گونه رسوبات كلسيتي معمولاً رنگ‌هاي جالبي داردند. در اطراف چشمه‌هاي آب گرم هم كليست تشكيل مي‌ود. كه به اين نوع از كلسيت سنگ تراورتن مي‌گويند. كليست به عنوان يك كاني اوليه در بعضي از سنگ‌هاي آذرين مانند كربنات (Carbonatile) و نفلين سينيد ديده مي‌شود. كليست به عنوان كاني رايج در رگه‌هاي گرمابي به همراه كاسنگ‌‌هاي سولفيدي تشكيل مي‌گردد.
Use:
مهم‌ترين كاربرد اين كاني درصنعت سيمان سازي است. زيرا هر جا سنگ‌هاي آهكي وجود دارد در كنار آن ييك كارخانه سيمان هم وجود دارد. مانند ككارخانه سيمان شهر شيراز كه دردامنه كوه دراك قرار دارد. و 40 سال است كه تأسيس شده است درككارخانه قند براي تصويه و سفيد كردن شككر از پودر آهك استفاده مي‌شوود. كليست به عنوان يك كاني كمك ذوب در صنعت ذوب فلزات مصرف مي‌شود. پودر كليست يا پودر آهك به صورت بسيار ريز شده درصنعت چاپ مصرف مي‌شود.
بلورهاي شفاف كليست (Ice Land Spar) براي ساخت عدسي و منشور درابزار نوري مانند ميكروسكوپ كاربرد دارد.
از كاربردهاي ديگر آن استفاده از آن درساختمان سازي به عنوان سنگ تزئيني است.

sulfides Group
10. Name : Magne Site
11. Chemical composition : mgco3
12. Color :white- gray- yellow- Brown
13. Streak: Color less
14. Specific gravity : 2-3.3
15. Hard ness :3.5-4.5-5
16. Cleavage : perfect
17. Fracture :Even
18. Luster : Vitreous
crystallography: hena gonal

Occurrence

سيسستم تبلور اين كاني هگزاگونال است و اغلب در رگه‌هاي وبه صورت توده‌هاي نامنظم از هوازدگي سنگ‌هاي آذرين و دگرگوني غني از mg تشكيل مي‌شود.
سنگ‌هايي مانند پصريدوتيت و سرپاتين. اين سنگ‌ها چنان در معرض آب‌هاي حاوي اسدي كربنيك به منزيت تبديل مي‌شود. منيزيت دربيين تشكيلات دگرگوني مانند تالك شيست، ميكاشيست و لريت شيست مي‌تواند تشكيل شود. در تشكيلات رسوبي در اثر جايگزيني آهك‌ها توسط محلول‌هايمنيزيم دار مي‌اواند تشكيل شود. كه معمولاً ابتدا آهك به دولوميت تبديل شده و به تدريج دولوميت به منيزيت تبديل مي‌شود.
Use:
1. از منيزيت عمدتاً در ساخت آجرهاي نسوز استفاده مي‌گردد.
2.  در صنايع  شيميايي باي تهيه تركيبات mg دار مصرف مي‌گردد.
3.  اين كاني مي‌تواند به عنوان يك كاسنگ مناسب براي استخراج mg باشد. ولي در حال حاضر منيزيم (mg) با هزينه كمتر از آب دريا به دست مي‌آيد.
ذخاير بزرگ اين كاني:
1.ذخاير بزرگ منيزيت در گكشورهاي روسيه – انزيش و يونان قرار دارد.
2. در ايران ذخاير اين كاني دراطراف بيرجند و اطراف نهبندان مي‌باشد.

sulfides Group
1. Name : Siderite
2. Chemical composition :Feco3
3. Color :Light to Dark Brown
4. Specific gravity : 3.96
5. Hard ness :3.5-4
6. Cleavage : perfect
7. Fracture :__
8. Luster : Vitrous
crystallography: hena gonal

Occurrence
اغلب در بين مواد رسي به صورت نوارهاي سياه رنگ تشكيل مي‌شود. كه اصطلاحاً به آن سنگ آهك رسي مي‌گويند. (clat Iron Stone). در اثر جايگزيني محصول‌هاي غني ازآهن يا سنگ‌هاي آهكي اين كاني مي‌تواند تشكيل شود. به همراه گالن (pbs) و كالكوپيريت در محلول‌هاي گرمابي تشكيل مي‌شود.
در تشكيلات نواري آهن (B.I.F) حضور دارند. در اثر دگرساني تبديل به ليمونيت مي‌شود.
Use:
سيديت در بعضي از كشورها كاسنگ آهن محسوب مي‌شود. مثل اسكاتلند. نام آن در زبان لاتين به معناي آهن است.

sulfides Group
1. Name : Smithosonite or calamine
2. Chemical composition :znco3
3. Color :Brown-color less-white-Green-Blue
4. Streak:white
5. Specific gravity : 4..3-4.45
6. Hard ness :4-4.5
7. Cleavage : perfect
8. Fracture :__
9. Luster :
crystallography: hena gonal

Occurrence
كاسنگ ثانويه رو است كه معمولاً در كانسارهاي سرب و روي در آهك‌ها تشكيل مي‌شود. يافت مي‌شود. به همراه اسفالريت، گالن، سروسيت، كليست و ليمونيت ديده مي‌شود.
Use:
بلورهاي خوش رنگ و تشكيل اين كاني به عنوان كاني قيمتي (Gae Stone) ارزشمند است.
نام اين كاني به افتخار كاني شناسي معروف يه نام آقاي جيمز اسميت زونيت به اين نام، ناميده مي‌شود.

1. Name : Aragonite
2. Chemical composition :caco3
3. Color :Colorless-white-yellow
4. Streak:
5. Specific gravity : 2.94
6. Hard ness :3.5-4
7. Cleavage : Imperfect
8. Fracture :
9. Luster : Vitreous
crystallography: Orotrombic

Occurrence
بلورهاي آراگونيت معمولاً 3 فرم رايج از خود به نمايش مي‌گذارد كه عبارتند از:
1. فرم سوزي شكل (Aciular)
2. فرم تخت (tabular)
3.  فرم هگزاگونال كاذب (Pseudo hexagonal)
چنان چه بنيان كربنات با كاتيون‌هاي بزرگ دو ظرفيتي كه شعاع يوين آنها بزرگتر از ؟؟؟ است تركيب شود دراين صورت ساختماني با سيستم اروتروميك حاصل مي‌شود. كه تحت عنوان گروه آراگونيت شناخته مي‌شود. چون يون كلسيم قادر است هم درساخمان كليست و هم در ساختمان آراگونيت شركت كند. بنابراين يكي از تركيبتات گروه آراگونيت هم كربنات كلسيم است. علاوه بر كلسيم كاتيون‌هاي باريم، سرب و استرانسيوم عناصري هستند كه در گروه آراگونيت شركت داردند. جابه جايي عناصر در گروه آراگونيت درمقايسه با گروه كليست تا حدودي محدودي محدودتر است. از طرف ديگر چگالي يا همان وزن مخصوص كاني‌هاي گروه آراگونيت شركت دارند. جابه جايي عناصر در گروه آراگونيت در مقايسه با گروه كليست تا حدودي محدودتر است. از طرف ديگر چگالي يا همان وزن مخصوص كاني‌هاي گروه آراگونيت در مقايسه با گروه كليت نسبتاً بالاتراست. در دماي كم و فشار پايين كليست پايدارتر ازاركونيت است. پوسته‌هاي مختلف موجودات مي‌تواند آراگونيت تليد كند.
اراگونيت: به طور فراوان در بريوزوئرها، شكم پايان، دو كفه‌اي‌ها، كيتين مرجان‌هاي اسكلراكيتين (Sclera ctinian). اغلب پا برسران پترويودها، گلسانان (anthozoa) دوران دوم و سوم.


Aragonite Group
10. Name : Cerussite
11. Chemical composition : Pbco3
12. Color :color less-white
13. Streak:
14. Specific gravity : 6.58
15. Hard ness :3-3.5
16. Cleavage : Imperfect
17. Fracture :
18. Luster : Adamantin
crystallography: Orotormbic

Occurrence
اين كاني يك كاسنگ مهم و ثانويه سرب محسوب مي‌گردد. كه در اثر واكنش آبهاي كربناته با كاني گالن تشكيل مي‌شود كاسنگ مهم سرب است.
آرگونيت در مقايسه با كليست در شرايط اتمسفريك ناپايدار‌تر است. به همين دليل در طبيعت كمتر ديده مي‌شود. اين كاني دريك شرايط محدود و از لحاظ فيزيكوشيميايي تشكيل مي‌شود. (دماي پايين و نزديك به سطح زمين – در عمق كم). بررسي‌ها نشان مي‌دهد آب‌هاي حاويكربنات كلسيم درشرايطي كه دماي بالايي داشته باشند تبديل به ارگونيت مي‌شود و درشرايطي كه دماي كمي داشته باشد تبديل به كليست مي‌شود. بنابراين دراطراف چشمه‌هاي آب گرم اراگونيت ديده مي‌شود. در ؟؟؟؟ سنگ هاي بازالتي اين كاني ديده مي‌شود. در برخي از سنگ‌هاي دگرگوني مانند شيست‌هاي آبي كه در شرايط فشار بالا و دماي نسبتاً كم دگرگن شده‌اند آراگونيت ديده مي‌شود كاربرد خاصي براي اين كاني ذكر نشده است.
Use:
 نام اين كاني از منطقه اراگون واقع در كشور اسپانيا گرفته شده است.

Hydrous carbonate minerals Group
1. Name : Azurite
2. Chemical composition :
3. Color :Blue
4. Specific gravity : 3.77
5. Hard ness :3.5-4
6. Cleavage : perfect
7. Luster : Vitreous
crystallography: monoclinic

Occurrence

يك كاني ثانويه مس محسوب مي‌گردد كه دربخش‌هاي اكسيد شده رگه‌هاي مس به همراه مالاكيت، كوپريت و مس خالص و اكسيدهاي آهن تشكيل مي‌شود. و از لحاظ گستردگي آزوريت گستردگي كمتري از مالاكيت دارد.
Use:
كاسنگ درجه دوم مس براي استخراج اين فلز است و از معدن مس سرچشمه به وفور يافت مي‌شود و استخراج مي‌گردد.
نام اين كاني اشاره به رنگ آبي سير اين كاني دارد.

1. Name : malachite
2. Chemical composition :
3. Color :Light Group
4. Streak: Light Group
5. Specific gravity : 3.9-4.3
6. Hard ness :3.5-4
7. Cleavage : perfect
8. Fracture :
9. Luster : Adamantin – Vitreous- silky
crystallography: mono clinic

Occurrence

مالاكيت در سيستم منوكلينيك متبلور مي‌شود و يك كاني ثانويه مس محسوب مي‌گردد كه در بخش‌هاي اكسيد شده رگه‌هاي مس به همراه آزوريت، كوپريت و مس خالص و اكسيدهاي آهن تشكيل مي‌شود. اين كاني معمولاً در كانسارهاي مس سنگ‌هاي آهكي تشكيل مي‌شود.
Use:
به عنوان يك كاسنگ درجه دوم مس محسوب مي‌گردد.
به علت رنگ سيز خوبي كه دارد، انواع بلوري آن به عنوان يك سنگ قيمتي (Game dtone) مصرف مي‌شود.
ذخاير يزرگ اين كاني:
1. زئير 2. روسيه   3. ناميبيا      4. استراليا
مالاكيت درزبان لاتين يه معناي رنگ سبز است.
ساختمان اين كاني‌ها از همه لحاظ به كليست شبباهت دارد. با اين تفاوت كه لايه‌هاي كلسيم و منيزيم به طور متناوب در امتداد محور c قرار دارد. درتركيب اين گروه دولوميت نسبت Ca: Mg برابر 1:1 مي‌باشد.

 
1. Name : Dolomite
2. Chemical composition :
3. Color :white-Gray-Brown
4. Streak:
5. Specific gravity : 2.85
6. Hard ness :3.5-4
7. Cleavage : perfect
8. Fracture :
9. Luster : Vitreous-pearly
crystallography: hena gonal

Occurrence

 اين كاني دربخش‌هاي وسيع از لايه‌هاي سنگ‌هاي رسوبي ديده مي‌شود. و چنان چهخ اين سنگ‌ها دگرگون شود به سنگ‌هايي مانند مرمرهاي دولوميتي تبديل مي‌شود. تصور مي‌شود كه دولوميت يك منشأ ثانويه داشته باشد به اين ترتيب كه از جايگزين شدن يون mg با يون ca در سنگ‌هاي آهكي اوليه نهايتاً دولوميت تشكيل مي‌شود. اين جايگزيني ممكن است به صورت محدود انجام شود و به اين ترتيب بيشتر دولوميت‌ها به همراه كليست و با هم ديده مي‌شود دولوميت به عنان يييك كاني با منشأ گرمابي مي‌تواند تشكيل گردد كه عمدتاً در رگه‌هايمعادن سرب و روي ديده مي‌شود. و به هرماه  فلوريت و كليست و باريت و سيديت ديده مي‌شود.
Use:
1. براي تهيه مواد ديرگداز.
2. به عنوان سنگ تزئيني درساختمان‌ها.
3. براي توليد سيمان‌هاي ويژه كه درصنعت سيمان سازي كاربرد دارد.
4. يك كاسنگ بالقوه براي فلز Mg
نام دولوميت به افتخار شيمي دان فرانسوي اقاي دوليوم به اين نام ناميده شد.


Barite Group
1. Name : Celestite
2. Chemical composition :
3. Color :color less-white
4. Streak: Color less
5. Specific gravity : 3.95-3.97
6. Hard ness :3-3.5
7. Cleavage : perfect
8. Fracture :
9. Luster : Vitreous-pearly
crystallography: Orotrombic

Occurrence
اين كاني معمولاً به صورت پراكنده در بين سنگ‌هاي آهكي يا ماسه سنگ‌ها و به صورت پراكنده ؟؟؟ اين سنگ‌ها است. و معمولاً به همراه كليست، دولوميت و رگه‌اي در بين سنگ‌هاي آهكي  به صورت توده‌هاي برجامانده دربين لايه‌هاي رس تشكيل مي‌شود. گاهي باريت به عنوان سيمان درمتن ماسه سنگ‌ها ديده مي‌شود. در اطراف چشمه‌هاي آب گرم اين كاني مي‌تواند رسوب كند.
Use:
1. بيش از 80% توليد باريت به عنوان گل خاري يا گل سنگين (heavy  mud) در حفاري چاه‌هاي نفت و گازمصرف مي‌شود.
2.  درتركيبات شيميايي مختلفباريت مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اين تركيبات در صنايع رنگ سازي و نساجي و به عنوان ماده پراكنده يا Filler در كاغذ سازي به كار مي‌رود.
3.  تركيبات باريم به عنوان محلول‌هاي خوراكي جهت هر چه واضح‌تر شدن عكس‌هاي راديولوژي كه از قسمت‌هاي داخلي بدن گرفته مي‌شود مصرف مي‌شود.
ذخاير بزرگ باريت
- ذخاير بزرگ باريت در كشورهاي انگليس، روماني و آمريكا بهره برداري مي‌شود.
-  دركشور ايران هم در استان‌هاي يزد – اصفهان و مركزي قرار دارد.

 
Barite Group
1. Name : Barite
2. Chemical composition :
3. Color :color less-white
4. Specific gravity : 4.5
5. Hard ness :3-3.5
6. Cleavage : perfect
7. Luster : Vitreous-pearly
crystallography: Orotrombic

Occurrence

باريت كاني رايجي است كه معمولاً يك كاني باطله دررگه‌هاي كرمابي به همراه كاسنگ‌هاي نقره، سرب، مس، كبالت و منگنز تشكيل مي‌شود. باريت به صورت كمپلكس آنيوتي سولفيد  اساس ساختمان كاني‌هاي سولفاته را تشكيل مي دهد.
سولفاتها به دو گروه قابل تقسيم هستند.
1. Anhydrous Sulfates or Barite Group
2. hydrous Sulfates
1. Anhydrous Sulfates

سولفات بودن آب:
سولفاتهاي بدون آب در گروهي به نام باريت (Barite   Group) بررسي مي‌شود. كاتيون‌هاي باريم، استرانسيوم، سرب و كلسيم با آنيون سولفات تركيب مي‌ش ود و كاني‌هاي گروه باريت را تشكيل مي‌دهد. كاني‌هايي كه دراين قسمت بررسي مي‌شود عبارتند از:

1. Barite
2. Celestite
3. Gypsu

Hydrous Group of sulfates

1. Name : Gypsum
2. Chemical composition :
3. Color :color less-white
4. Specific gravity : 2.32
5. Hard ness :2
6. Cleavage : perfect
7. Luster : Vitreous- pearly-silky
crystallography: monoclinic

Occurrence
نام‌هاي مختلفي براي انواع ژيپس به كار برده مي‌شود.
1. به انواع رشته‌اي با جلاي ابريشمي اطلاق مي‌گردد.      1. Satin  Spar
2. براي انواع توده‌اي و ريز دانه ژيپس به كار مي‌رود.      2. Alabaster
3. براي انواع ژيپس كريستاله و بدون آب كه كاملاً شفاف است. 3. Selenite
ژيپس و هالليت و سولفوريت ديده مي‌شود. به عنوان يك كاني باطله دررگه‌هاي معادن سرب (Pb) هم ديده مي‌شود.
Use:
1. از اين كاني براي تهيه نيترات استرانيم استفاده مي‌شود. تركيبي است كه در ساخت مواد آبشاري كاربرد دارد.
2.  از نمك‌هاي استرانيوم به عنوان تصويه كننده در صنايع بكار مي‌‹ود كه براي تصويه شكر مصرف مي‌شود.
ذخاير بزرگ اين كاني:
1. انگلستان         2. اسلواكي        3. آمريكا .
درايران:
1 اطراف بهبهان در خوزستان          2. ورامين.
ژيپس كاني رايجي است كه درسنگ‌هاي رسوبي وجود دارد. و ازكاني‌هاي رايج سنگ‌هاي رسوبي محسوب مي‌كردد. اغلب به ورت لايه‌هاي مستقيم يافت مي‌شود. و دربين سنگ‌هاي آهكي و در شيل‌ها قرار مي‌گيرند و در حوضه‌هاي تبخيري درزير لايه‌هاي سنگ نمك ديده مي‌شود. به اين دليل ژيپس ييكي از اولين كان‌هايي است كه از تبخير اب‌هاي شور متبلور مي‌شود. دراثر دگرساني انهيدريت ژيپس مي‌تواند تشكيل شود.
معمولاً به همراه ژيپس كاني‌هاي مختلفي مانند هاليت، كليست، دولوميت، سولفور، پريت و كوارتز ديده مي‌شود. ژيپس رايج‌ترين كاني سولفاته است و در بسياري از كشورها بهره برداري مي‌شود.
ذخاير بزرگ ژيپس:
1. ذخاير بزرگ اين كاني دركشروهاي آمريكا، كانادا، فرانه، ژاپن و ايران وجود دارد در ايران ژيپس دررشته ‌كوه‌هاي زاگرس و در تشكيلات (سازند) گچساران ديده مي‌شود.
Use:
1. عمدتاً در توليد گچ ساختماني كاربرد دارد. به اين ترتيب كه ژيپپس را به صورت پودر شده درمي‌آورند و سپس حرارت مي‌دهند تا 75% اب خود را از دست دهد ماده‌اي كه باقي ‌مي‌ماند سولفات كلسيم و   ملكول اب است. اين ماده چنان چه با آب تركيب شود به تدريج آب را جذب كرده و متبلور مي‌شود و سخت مي‌شود.
2. به عنوان تقويت كننده خاك‌هاي زراعي ازاين كاني استفاه مي‌شود.
3. درتوليد انواع سيمان پورتلند اين كاني استفاده ي‌شد.
4. انواع satindpar  و Alabaster اين كاني پس از برش دادن به عنوان كاني زينتي مورد مصرف قرار مي‌گيرد.


Halite : Nac l
Sylvite : kc l
Fluorite : cof2

1. Name : halite
2. Chemical composition : Nacl
3. Color :color less- white
4. Streak: Color less
5. Specific gravity : 2.16
6. Hard ness :2.5
7. Cleavage : perfect
8. Fracture :
9. Luster : Vitreous
crystallography: Iso metric

Occurrence
اين كاني، كاني رايجي است كه اغلب به صورت لايه‌هاي وسيع و توده‌هاي نامنظم به همراه ساير كاني‌هاي تبخيري مانند ژيپس، انيدريت، سيلويت، كليست و رس تشكيل مي‌شود. اين كاني به  صورت محلول در ‌آب‌هاي چشمه‌هاي شور و درياچه‌هاي شور و دريا وجود دارد.
هاليت به عنوان يك كاني نمكي اصلي در رسوبات اطراف درياچه‌هاي كويري يا همان «Playa» تشكيل مي‌شود. مقدار نك آب دريا   است ولي درياچه اورميه   شوري دارد. نمك به علت خاصيت الاستيكي آن در گنبدهاي نمكي تشكيل مي‌ش ود. كه در اثر نيروهاي تكتونيك از لايه‌هاي زير حركت كرده و بالا مي‌آيد و به صورت گنبد نمكي رخنمون مي‌شود. در ايران عمده‌ي تشكيلات زسوبي حاوي اين كاني هستند. مخصوصاً جاهايي كه حوضه‌هاي تبخيري قديمي هستند مانند تشكيلات گچساران كه در جنوب ايران فراوان هستند كه بخش عمده‌ي آن از نمك مي ‌باشد. در درياچه‌هاي داخلي مانند درياچه‌ مهارلو اين كاني وجود دارد. و بهره‌برداري ميي‌شود. در گنبدهاي نمكي ايران هم اين كاني به وفور وجود دارد. برخي مواقع بلورهاي اين كاني به صورت شكل قيفي «hopper shaped»‌ هستند. ذخاير بزرگ اين كاني در كشورهاي چين، روسيه، بريتانيا، كانادا و آمريكا «بزرگ‌ترين توليد كننده نمك» وجود دارد. در اين كاني ناخالصي‌هايي هم وجود دارد كه عمده‌ترين آنها سولفيدها و كلريدهاي منيزيم هستند. اتم‌هاي كلر در رئوس يك مكعب و هم چنين مركز سطوح اين مكعب قرار مي‌گيرند. و اتم‌هاي سديم دربين اضلاع اين مكعب و هم چنين در مركز خود مكعب قرار مي‌گيرد به اين ترتيب هركاتيون و هر آنيون با 6يون مجاور خودش احاطه مي‌شود.
كاربرد: Use:
كاربردهاي اين كاني متنوع است از آن جمله:
1. عمدتاً براي مصارف شيميايي اين كاني مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
2.  منبعي براي بدست آوردن كلريد سديم است كه از كلر براي تهيه Hcl و از سديم براي توليد NaoH و ديگر مواد استفاده مي‌شود.
3. براي حاصل خيز كردن خاك‌هاي زراعتي به كار مي‌رود.
4.  براي ذوب كردن يخ و برف درسطح جاده‌ها در زمستان كاربرد دارد.
5. به عنوان يك دفع كننده حشرات كاربرد دارد. كه براي دفع حشراتي مانند موريانه كاربرد دارد.
6.  در مصارف غذاي هم كاربرد دارد. به عنوان يك ماده نگهداري كننده مواد غذايي از قبيل گوشت، ماهي، پنير، و… استفاده مي‌شود.
7.  در صنعت دباغي هم كاربرد دارد.

 
1. Name :Apatite
2. Chemical composition :
3. Color :Green - Blue
4. Streak:
5. Specific gravity : 3.15-3.20
6. Hard ness :5
7. Cleavage : Imperfect
8. Fracture :
9. Luster : Adamantin
10- crystallography: hena gonal

Occurrence

به عنوان يك جزء فرعي در همه سنگ‌هاي آذرين، دگرگوني و رسوبي يافت مي‌شود. در پگماتيت‌هاي و رگه‌هاي معدني با منشأ گرمابي تشكيل مي‌شود. در كانسارهاي آهن و مگنتيت كه غني ازتيتانيوم هستند آپاتيت ديده مي‌شود. سه نوع آپاتيت معمولاً مي‌تواند وجود داشته باشد كه عبارتند از:
1. Fluro           Apatite     ca5
2. chloro          Apatite
3. hydronyl      Apatite
كاني به نام collophane وجود دارد كه براي انواع توده اي و كريپتو كريستالين آپاتيت اين نام به كار مي رود. اين كاني متشكل است از سنگ فسفات و بقاياي استخواني فسيل شده جانوران است. بزرگترين كانسار آپاتيت در كشور روسيه است.
كاربرد:
آپاتيت منبع مهمي براي فسفات است كه در ساخت كودهاي فسفاته كاربرد فراواني دارد. فسفات كلسيم تركيب شده و تبديل به سوپر فسفات مي شود كه اين ماده به راحتي در اسيدهاي رقيق قابل حل است و به راحتي جذب گياه مي شود.

 
1. Name : olivin
2. Chemical composition :
3. Crystallography: orthorombic
4. Color :Green -Brown
5. Streak:
6. Specific gravity :3.27-4.37
7. Hard ness :6.5-7
8. Cleavage :
9. Fracture :
10. Luster : Vitreous

Occurrence
اليوين يك كاني سنگ ساز رايج است كه درمقادير مختلف از حد يك كاني فرعي تا يك سنگ ساز اصلي ظاهر مي شود. اساساً درسنگ هاي اذرين تيره بازيك وفوق بازيك مانند گابرو، پريدوتيت و بازالت يافت مي شود. در گدازه ها هم يافت مي شود.
به طور معمول با جلاي شيشه اي، شكست صدفي، رنگ سبزه و ماهيت دانه اي خود شناخته مي شود.
Use:
گونه هاي شفاف سبز يازبرجد به عنوان گوهر استفاده مي شود. اليوين به عنوان ماده دير گداز براي صنايع زيخته گري و ساخت آجرهاي دير گداز ساخته مي شود.
منابع استخراج اين كاني:
1. نروژ
2. آلمان
3. نيوزلند
4. برمه
5. جزاير درياي سرخ

1. Name : Garhet
2. Chemical composition :
3. Color :Brown - Red
4. Streak: white
5. Specific gravity : 3.5-4.3
6. Hard ness :6.5-7.5
7. Cleavage : perfect
8. Fracture :
9. Luster : Vitreous- Resinous
10- crystallography:

Occurrence

يك كاني رايج با گسترش وسيع است كه به فراواني در بعضي از سنگ هاي دگرگوني و به صورت يك سازاي فرعي در برخي سنگ هاي آذرين يافت مي شود. شاخص ترين رخداد آن در ميكاشيست ها، هورنبلند، شيست ها و گنايس ها – به مقدار زياد به عنوان يك كاني شاخص درمشخص كردن محدوده ي مناطق هم درجه سنگ هاي دگرگوني به كار مي رود.
Diagnostic     Feature
گارنت ها به طور معمول با بلورهايي ايزومتريك مشخه، سختي و رنگ خود شناخته مي شوند. گراني ويژه، ضريب شكست و ابعاد سلول واحد براي تشخيص اعضاي گروه از هم به كار مي رود.
Use:
از بيشتر گونه هايي اين گروه به عنوان گوهر سنگ استفاده مي ود. سطوح شكست زاويه دار غير عادي و سختي بالاي گارنت ها آنها را براي اهداف ساينده از جمله كاغذ سنباده گارنتي مناسب كرده است.
معادن
1- فنلاند              4- سري لانكا
2-  ايالت متحده      5- برزيل
3-  هلند                

1. Name : Andolosite
2. Chemical composition :
3. Color : Green- Red- Brown
4. Streak:
5. Specific gravity : 3.16-3.20
6. Hard ness :7.5
7. Fracture : Imperfect
8. Luster : Vitreous
9- crystallography: orthrombic

Occurrence

اندالوزيت به طور شاخص در هاله هاي مجاورتي توده هاي آذرين نفوذي و در سنگ هاي رسي شكل مي گيرد كه در آنها به طور معمول با كرديريت همزيت است.
Diagnostic      Feature:
با منشورهاي تقريباً مربعي و سخت خود مشخص مي شود.
در ساخت شمع اتومبيل و ديگر چيني هاي بسيار ديرگداز استفاده مي شود. از گونه هاي شفاف آن به عنوان يك گوهر سنگ استفاده مي شود.
معادن:
1- اسپانيا
2-  اتريش

1. Name : silimanite
2. Chemical composition :
3. Color : Green- Red- Brown
4. Specific gravity : 3.23
5. Hard ness :6.7
6. Cleavage : perfect
7. Luster : Vitreous
10- crystallography: orthrombic

Occurrence

به وسيله بلورهاي باريك بارخ يك جهتي مشخص مي ود. و به صورت يك سازاي سنگ هاي رسي دگرگون شده دما بال ظاهر ميشود. در سنگ هاي دگرگون شده مجاورتي ممكن است درگنايس هاي سيليمانيت، كرديريت يا هور نفلس هاي سيليمانيت – بيوتيت يافت مي شود.
Diagnostic      Feature:
به وسيله بلورهاي باريك بارخ يك جهتي شناخته مي شود.
Use:
كاربرد خاصي ندارد.
معادن استخراج اين كاني:
1. چك
2.  اتريش

1.  Name : kyanite
2. Chemical composition :
3. Color : Green- Red- Brown
4. Specific gravity : 3.55-3.66
5. Hard ness :5
6. Cleavage : perfect
7. Luster : Vitreous- penrly
crystallography: hena gonal

Occurrence

كيانيت به طور شاخص حاصل دگرگوني ناحيه اي  سنگ هاي پليتي بوده و اغلب با گارنت استاروليت و كرندوم همراه است. هر دو اين سنگ ها نشان دهنده دما و فشار بالا هستند.
Use:
از كيانيت مانند آندوالوزيت در ساخت شمع اتوموبيل و چيني هاي بسيار ديرگداز استفاده مي شود. بلورهاي شفاف آن استفاده گوهري دارد.
Diagnostic      Feature:
بلورهاي تيغي، رخ خوب، رنگ آبي و تفاوت در جهت هاي مختلف مشخص مي شود.
معادن:
1- هند
2- كينا

1. Name : hemimorphite
2. Chemical composition :
3. Color :white
4. Specific gravity :3.4.3.5 Hard ness :9
5. Hard ness: 4.5-5
6. Luster : Vitreous
9- crystallography: orthorombic
10- cleavage: perfect

Occurrence

همي مورفيت كاني ثانويه روي است كه دربخش هاي اكسيده ي ذخاير روي همراه با smith  zonite و Sphalorite و سرويست يافت مي شود. 
Diagnostic      Feature:
به وسيله گروه هاي بلوري شناخته مي شود و به صورت شعاعي مي باشد.
Use:
كاربرد اصلي به عنوان يكي از سنگهاي روي است.
 معادنك
1. مكزيك
2.  ايالت متحده

1. Name : Epidote Group
2. Chemical composition :
3. Color : Green- to gray
4. Specific gravity : 3.25-3.45
5. Hard ness :6-7
6. Cleavage : perfect
7. Luster : Vitreous
10- crystallography: monoclinic

Occurrence

اپيدوت درشرايط دگرگوني ناحيه اي رخساره ي اپيدوت آمفيبوليت به وجود مي آيد همراهي شاخص اكتينوليت، آلبيت، اپيدوت، كلريت در بخش بالايي رخساره ي شيت سبز يافت مي شود. اپيوت ضمن دگرگوني پس روند نيز شكل مي گيرد دو به عنوان محصول واكنش پلاژيوكلاز پيروكسن و امفيبول هم تشكيل مي شود. اپيدوتي شدن يك متاسوماتيسم دما پايين بوده و دررگه هاي پرشدگي در زهاي برفي سنگ هاي گرانيتي يافت مي شود.
Diagnostic      Feature:
اپيدوت با رنگ سبز منحصر به فرد خود و يك جهت رخ كامل شناخته مي شود.
Use:
گاهي به عنوان يك گوهر از آن استفاده مي نمايند.
معادن:
1- اتريش
2-  فرانسه
3-  ايتاليا
4-  ايالت متحده

1. Name : Tourmaline
2. hemical composition :
3. Color :black
4. Streak:
5. Specific gravity : 3-3.25
6. Hard ness :7-7.5
7. Cleavage :
8. Fracture :conchoidal
9. Luster : Vitreous- Resinous
crystallography: hena gonal

Occurrence

رايج ترين و شاخص ترين رخداد تورماليز در پگماتيت هاي گرانيتي و در سنگ هاي بلافصل اطراف آنهاست. به عنوان يك كاني فرعي در سنگ هاي آذرين و دگرگوني نيز يافت مي شود. بيشتر تورماليزهاي پگماتيتي سياه بوده و با كاني هاي رايج پگماتيت يعني ميكرولكين آلبيت، كوارتز و مكوويت همراه است. پگماتيت ها ميزبان تورماليزهاي روشن رنگ ليتيم دار نيز هستند.
Use:
تورماليز يكي از زيباترين گوهر سنگ هاست. به دليل خاصيت قوي پيزوالگتريك تورماليز در تهيه درجه هاي فشارسنج براي اندازه گيري فشار لحظه اي به كار مي رود.

1. Name : Quartz
2. Chemical composition :sio2
3. Color : Color less- white
4. Streak: Color less
5. Specific gravity : 2.62
6. Hard ness :7
7. Cleavage :
8. Fracture :conchoidal
9. Luster : Vitreous- Grasy
crystallography: hena gonal

Occurrence

توارنزيك كاني رايج و فراوان است كه درمحيط هاي زميرشناسي بسيار متنوعي ظاهر مي شود. در بسياري از سنگ هاي آذرين و دگرگوني وجود دارد. كوارتز يكي از رايج ترين كاني هاي باطله در رگه هاي گرمابي و فلز دار بوده و در بسياري رگه ها اساساً تنها كاني موجود است.
كوارتز به صورت فلينت و چرت همزمان با سنگ در برگيرنده در بستر دريا رسوب مي كند. با رسوب مي كند. با هوازدگي سنگ هاي كوارتز دار به دليل پايداري مكانيكي و شيميايي به صورت دانه هاي آواري پايدار مانده و به صورت ماسه تجمع مي نمايد.
Diagnostic      Feature:
توسط جلاي شيشه اي، شكست صدفي و شكل بلوري خود شناخته مي شود.
Use:
در عدسي ها و منشورها براي دستگاههاي نوري از آن ساخته مي شود.
براي ساخت ابزراهاي دقيق علمي از آن استفاده ميشود.
كوارتز به شكل پودري در چيني رنگ سازي، كاغذ سنباده، صابون شستشو و به عنوان پراكنده چوب كاربرد دارد. به دليل خاصيت الكتريسيته فشاري به عنوان نوسانگر راديو در ساعت هاي كوارتزي و براي كنترل بسامد راديوي
منابع مورد استخراج
1. روسيه       2. كانادا    3. سوئيس
4. زيمباوه           5. برزيل

1. Name : micro cline
2. Chemical composition :  KAlSi3O8
3. Color :white
4. Streak: white
5. Specific gravity : 2.56
6. Hard ness :6
7. Cleavage : perfect
8. Fracture :Even
9. Luster : Vitreous
crystallography: hena gonal

Occurrence
يك سازه ي مهم در سنگ هاي آذرين مانند گرانيت ها و سنيتها است كه به كندي و در عمق زياد سرد شده اند مي باشد. درسنگ هاي  رسوبي در آركون و كنلگومرا و در سنگ هاي دگرگوني در گنايس ها ديده مي شود.
Diagnostic      Feature:
از ارتوكلاز به وسيله ميكروكلين تشخيص داده مي شود.

1. Name : orthoclase
2. Chemical composition : KAlSi2O8
3. Color :white- Gray – yellow- Red
4. Streak: white
5. Specific gravity :2.57
6. Hard ness :6
7. Cleavage : perfect
8. Fracture :
9. Luster : Vitreous
crystallography: hena gonal

Occurrence
يك سازه ي اصلي درگرانيتها، و سيتيتها است كه در عمق متوسط و نسبتاً سريع سرد شده

Diagnostic      Feature:
به طور معمول توسط رنگن نسخي و رخ خود شناخته مي شود.

Use:
1. البيت همانند ميكروكليز در سراميك به كار مي رود و لابرادوريتها كه بازي رنگ نشان مي دهند را مي كنند و به عنوان يك گوهر سنگ تزئيني به كارمي برند.
معادن:
معادن خاصي براي اين گروه ذكر نشده.

1. Name : Talk
2. Chemical composition : Mg3Si4O10(OH)2
3. Color : white-Gray- Green
4. Streak: Color less
5. Specific gravity : 2.7-2.8
6. Hard ness :1
7. Cleavage : perfect
8. Fracture :
9. Luster : pearly – Grasy
crystallography: hena gonal

Occurrence
تالك كاني ثانويه اي است كه از دگرساني سيليكات هاي منيزيم دار مانند اليوين، پيدوكسن و آمفيبول شكل يافته و ممكن است به صورت ريختن هاي ايزكاني ها يافت شود. به طور شاخص در سنگ هاي دگرگوني درجه پايين، به عكس توده اي يا سنگ صابونيافت شده و به صورت يك سازاي اصلي در سنگ هاي شيشي براي مثال در تالك شيت يافت مي شود.
Diagnostic      Feature:
با نمود ميكاين رخ، نرمي و لمسر چرب شناخته مي شود.
Use:
در رنگسازي – سراميك – حشره كشي- به كار مي رود.
منابع استخراج
ايالت متحده

1. Name : kaolinite
2. Chemical composition : Al2Si2O5(OH)4
3. Color : white
4. Streak: Color less
5. Specific gravity : 2.6
6. Hard ness :2
7. Cleavage : perfect
8. Fracture :
9. Luster : pearly – Earthy
crystallography: tri - clinic

Occurrence

كائولينيت يك كاني رايج و سازاي اصلي يا خاك رس است. همراه كاني ثانويه اي است كه از هوازدگي و دگرگوني گرمابي سيليكات هاي AL  به ويژه  فلدسپارها به وجود مي أيد. در خاك ها به عنوان يكي از محصولات رايج تجزيه سنگ ها يافت شده و به وسيله أب حمل شده و در درياچه ها و جاهاي ديگر مخلوط با كوارتز و ديگر كاني ها به شكل لايه هاي خاك رس رسوب مي كند.
Use:
رس يكي از مهم ترين مواد صنعتي طبيعي است. رس پرعيار كه به طور معمول رس چيني يا كائولن ناميده مي شود. استفاده هاي بسيار دارد. افزودن بر ساخت چيني و سفال و به عنوان يك Filler كاربرد دارد. در تهيه ديرگداز هم كاربرد دارد.
منابع استخراج
عمدتاً اين كاني از كشور انگلستان به دست مي ايد.

1. Name : phlogopite
2. Chemical composition : KMg3(AlSi3O10)(OH)2
3. Color :Brown – Green- white
4. Streak: Color less
5. Specific gravity : 2.86
6. Hard ness :2.5-3
7. Cleavage : perfect
8. Fracture :
9. Luster : Vitreous- pearly
10- crystallography: hena gonal

Occurrence

فلوگوبيت در سنگ هاي آهك دگرگون شده غني از mg ، دولوميتها، و سنگهاي اولترا بازيك ديده مي شود. در كيمپرليتها رايج است.
Diagnostic      Feature:
بارخ ميكايي و رنگ قهوه اي مايل به زرد خود شناخته مي شود. درهر حال نمي توان بيوتيت و فلوگوبيت فرقي قائل شد.
Use:
مشابه مسكوويت عمدتاً به عنوان عايق الكتريكي

1. Name : moscovite
2. Chemical composition : KAl2(AlSi3O10)(OH)2
10. Color : Brown – Green- white
3. Streak: Color less
4. Specific gravity : 2.76 2.88
5. Hard ness :2.2.5
6. Cleavage : perfect
7. Fracture :
8. Luster : Vitreous- silky- pearly
10- crystallography: monoclinic

Occurrence
با رخ بسيار كامل و رنگ روشن خود شناخته مي شود. مكسوويت يك كاني گسترده سنگ سازو رايج است و مشخصه گرانيت ها و پيگماتيتهاي گرانيتي است. مسكوويت در پگماتيتها با كوارتز و فلدسپار همراه باشد. و سازاي اصلي برخي ميكاشيت هاي خاص است.
Diagnostic      Feature:
بارخ بسيار كامل و رنگ روشن خود شناخته مي شود.
Use:
1. در تهيه كاغذهاي ديواري
2. به عنوان ليزانه
3. به عنوان Filler كه مخلوط با روغن است.
4. به عنوان يك ماده نسوز ضد آستر
5. به عنوان عايق در ساخت ابزارهاي الكتريكي

1. Name : Biotite
2. Chemicalcomposition :K(Mg,Fe)3(AlSi3O10)(OH)2
3. Color : Green- Black- yellow
4. Streak: Color less
5. Specific gravity : 2.9-3.2
6. Hard ness :2.5-3
7. Cleavage : perfect
8. Fracture :
9. Luster : Vitreous
crystallography: hena gonal

Occurrence
در سنگ هاي آذرين از پريدوتيت، گابرو، ديوريسته گرانيت ديده مي شود. در سنگ هاي دگرگوني در محدوده وسيعي از شرايط دما و فشار تشكيل شده و در سنگ هاي دگرگون شده ناحيه اي و هم چنين چنيزه مجاورتي يافت مي شود.
Diagnostic      Feature:
بارخ ميكايي و رنگ تيزه خودشناسايي مي شود.
كاربرد خاصي براي آن ذكر نشده.

1. Name : Chlorit
2. Chemicalcomposition : (Mg,Fe)3(Si,Al4)O10(OH)2
3. Color :Red - yellow – Green- white
4. Streak: Color less
5. Specific gravity : 2.6-3
6. Hard ness :2-2.5
7. Cleavage : دريك جهت تورق دارد
8. Fracture :
9. Luster : Vitreous
10- crystallography: monoclinic

Occurrence
كلريت كاني رايجي درسنگ هاي دگرگوني و كاني مشخصه رخساره تثبيت بند است.به طور معمولي با اكتبنوليت و اپيدوت نيز همراه است. كلريت يكي از سازهاي رايج سنگ هاي آذرين نيز مي باشد. كه در اثر دگرساني سيليكاتهاي Fe , MG مانند پيروكنن أمفيبول، ليوتيت و گازنت ايجاد مي شود.
رنگ سبز بسياري از سنگهاي اذرين به دليل كلريتي است كه از دگرساني سيليكاتها به وجود مي ايد.
Diagnostic      Feature:
با رنگ سبز – نمود و رخ ميكايي خود شناخته مي شود.
كاربرد خاصي ندارد.

1. Name : Enstatite
2. Chemical composition :MgSiO3
3. Color :Gray
4. Streak:
5. Specific gravity : 3.2-3.6
6. Hard ness :5-5.1.2
7. Cleavage : Imperrfect
8. Fracture :__
9. Luster : Vitreous peary
crystallography: hena gonal

Occurrence
از پيرو كسن هاي غني از mg است. در پريدوتيت هان گابروها، نوريتها و بازالتها يافت مي شود. و همراه اليونرو پلاژيوكلازها ديده مي شود. ممكن است در سنگهاي دگرگوني نيز يافت شود. و برخي از آنها منشأ دما بالا و فشار بالا داشته باشد. در تشكيلات نواي آهن هم ديده شده است.
Use:
يك گوهر فرعي است.
ذخاير بزرگ اين كاني:
Diagnostic      Feature:
به طور معمول بار نگ و جلا غير عادي خود شناخته مي شود. انواع غني از آهن آن سياه است. و تشخيص آنها از اوژيت بدون آزمونهاي نوري دشوار است.

sulfides Group
1. Name : hypersthene
2. Chemical composition (Mg,Fe)Si3
3. Color :Green
4. Streak:
5. Specific gravity : 3.4.3.5
6. Hard ness :5-6
7. Cleavage : Irerfect
8. Fracture :
9. Luster : Vitreous- peary
crystallography: orthrobic

Occurrence:

از گروه پيروكن است و عمدتاً در سنگهاي دگرگوني يافت مي شود.

1. Name : serpantine
2. Chemical composition : Mg3Si2O5(OH)4
3. Color :Dark green
4. Streak:
5. Specific gravity : 2.5-2.6
6. Hard ness :3-5
7. Cleavage :
8. Fracture :
9. Luster : Grasy-silky
crystallography: hena gonal

Occurrence
با رنگ متنوع و جلاي چرب يا با ماهيت رشته اي خودشناخته مي شود.
Occurrence
سرپانتين كاني رايجي است و گستردگي زيادي دارد.
 كه بطور معمول در اثر دگرساني منيزيم به ويژه اليويز، سرپانتين و آمفيبول به وجود مي آيد.

1. Name : Augite
2. Chemicalcomposition: (Ca,Na)(MG,Fe,Al)(SiAl)2O6
3. Color :Green
4. Streak: Green to Green 
5. Specific gravity : 3.2-.6
6. Hard ness :5-6
7. Cleavage : 2 جهتي
8. Fracture :___
9. Luster : Vitreous
crystallography: monoclinic

Occurrence
رخ 2 جهتي از ويژگي هاي آن است.
Occurrence
عمدتاً در سنگ هاي آذرين تيره و به همراه اليوني، پيروكن و آمفيبول يافت مي شود.

نظرات:

واقعا خجالت داره واسه یه مشت فارغ التحصیل که بخوان تازه در مورد کانی مطلب بخونن!

مطالب خيلي خوبي بود. واقعا ممنون.
چه اشكال داره آدم بعد از فارغ التحصيلي مطالب قديمي رو مرور كنه؟ آدم هر مطلب جديدي ياد بگيره و در هر زماني عاليه
باز ممنون

salam b hameye shoma azizan.khaste nabashin.mer30 az talasheton vase site khodemon.movafagh bashin

salam
mer30
vali ye chizi hast be name up to date!
ke age zahmat bekeshin in sito az faramooshi dar biarid mamnoon mishim
.........

ارسال نظر:

چنان چه اولین مرتبه ای است که در این وبلاگ نظر خود را ارسال میکنید،شما باید منتظر تایید نظر خود توسط نویسنده وبلاگ باشید.این کار فقط برای جلوگیری از ارسال هرز نامه میباشد و نظر شما بدون هیچ کم و کاستی ، نمایش داده خواهد شد!.