زمين شناسي ايران
دوران پركامبرين
1_ايران مركزي:
الف_ساغند:بيرون زدگيهاي سنگهاي دگرگونه پركامبرين پيشين در ايران مركزي در حدود ده هزار متر بوده و به ترتيب از قديم به جديد تقسيم ميشود به:
الف-1:سري هاي قديمي تر(به طور مستقل ديده نمي شوند)
الف-2:مجموعه چاپدوني(از كوههايي در منطقه ساغند و در مغرب گسل پشت بادام برگرفته شده،ضخامت
4000متر)
الف-3:مجموعه پشت بادام(كوههاي غرب دهكده پشت بادام،ضخامت بيش از 1000متر)
الف-4:مجموعه بنه شورو(ضخامت2000متر)
الف-5:سازند تاشك(1) و سازند تاشك(2)(ضخامت بيش از 2000 متر)
الف-6:سازندهاي اينفرا كامبرين
ب_مجموعه تفكيك نشده آذرين-دگرگوني در منطقه ساغند و پشت بادام.
مجموعه سركوه:سنگهاي اين لايه معادل تشكيلات تاشك بوده با دگرگوني شديد.
پ_ پركامبرين اورميه:در مغرب درياچه اورميه،پي سنگ پركامبرين پيشين به ضخامت بيش از 7000متر.
ت_ پركامبرين تكاب:به مجموعه هاي زير تقسيم ميشود:
ت-1: مجموعه كوه سورسات.(در غرب تكاب،شامل واحد اينچه و واحد بلاغ اصلي)
ت-2: مجموعه كوه امير آباد(شامل واحد گنيس داوه يا تاقي و آمفيبوليت علم كندي و شيست انگوران)
ت-3: مجموعه كوه ماه نشان(شامل گنيس آق كند،شيست . مرمر پشتوك)
ت-4: مجموعه كوه خير آباد(برخي اين مجموعه را مربوط به مزوزوئيك ميدانند)
ت-5: سازند كهر(قديمي ترين سازند غير دگرگوني در منطقه تكاب،ضخامت 1200متر)
ت-6:سازند قره داش(مجموعه اي از توف ها و گدازه هاي ريوليتي)
ث_دگرگوني پركامبرين ناحيه ترود(در شمال شرق دهكده سهل(ترود))
ج_سازند تكناز)هم ارز زمين هاي دگرگون نشده پركامبرين)شامل سه بخش:
ج-1:بخش زيرين به ضخامت تقريبي 1500متر
ج-2:بخش مياني:به ضخامت 150تا350متر
ج-3:بخش بالايي داراي ضخامت زياد.
چ_پركامبرين زركوه(در حاشيه بلوك لوت)
ح_دگرگوني لايه هاي شورم(معادل نهشته هاي كامبرين در ازبك كوه)
خ_دگرگوني ازبك كوه(كوهزايي كاتانگان)
د_شيست هاي انارك
2-زون سنندج سيرجان:
الف:دگرگوني حاجي آباد(180كيلومتري شمال بندر عباس)
ب:دگرگوني هاي نيريز(تشكيلات كوه سفيد و شاه عباس)
پ:دگرگوني هاي شمال شرق سيرجان(در ناحيه چهارگنبد در بخش شرقي شهرستان
سيرجان،پركامبرين)
ت:مجموعه ازنا(اطراف شهرهاي اليگودرز و ازنا)(از نظر سني معادل بوئين )
ث:مجموعه بوئين(ادامه ازنا،شامل سنگهاي دگرگوني)
ج:دگرگوني گلپايگان(پركامبرين)
چ:سنگهاي دگرگوني منطقه مريوان(شامل سه زير زون)
1_زير زون سنگهاي دگرگوني قديمي تر
2_زير زون سنگهاي رسوبي ناحيه پلاتفرمي(كرتاسه تا ائوسن)
3_زير زون رسوبات فليشي كمي دگرگون شده(كرتاسه تا ائوسن)
ح:پركامبرين مهاباد(سنگهاي تخريبي كمي دگرگون شده،متعلق به پركامبرين)
_البرز و آذربايجان:
الف:شمال شرقي ميانه(پركامبرين)
ب:جنوب شرقي ميانه(مجموعه دگرگوني،حد شمالي تكاب،پوشيده شده توطرسوبات تخريبي
ميوپليوسن و يا تراورتن كواترنر)
پ:حوالي زنجان(شامل سنگهاي دگرگوني و سازند غير دگرگوني كهر و گرانيت دوران)
ت:دگرگوني بيارجمند(پي سنگ پركامبرين)
ث:سازند برير(ضخامت1000متر،دگرگوني مجاورتي)
ج:شيست هاي گرگان(ضخامت2000متر،پركامبرين)شامل:
1_آهك هاي دونين
2_رسوبا اينفرا كامبرينسازند زاگون.
3_رسوبات سازند لالون(كامبرين زيرين)
4_ايگنمبريتهاي محمدآباد
چ:مجموعه دگرگوني اسالم(جنوب غربي اسالم و در مغرب دهكده سياه بيل،از تغيير شكل سنگهاي
رسوبي تخريبي و توف هاي رسوبي كه داراي لايه هايي از گدازه هاي بازيك بوده اندحاصل
شده اند)
ح:مجموعه دگرگوني شاندرمن(باقيمانده پوسته اقيانوسي پالئوتتيس كه در فاز كمپرسيوني ترياس مياني
اقيانوس مزبور بسته شده است)
خ:مجموعه دگرگوني گشت(شرق ماسوله متعلق به پركامبرين و زمان دگرگوني دونين)
1_مجموعه دگرگوني فوقاني
2_مجموعه دگرگوني تحتاني
آذرين :
انواع نفوذي
الف:چهار گوش اردكان(توده هاي نفوذي پركامبرين عموما بوسيله سنگهاي جوانتري قطع شده است )
ب:گرانيت برنورد(جنوب سبزوار،540ميليون سال ،همزمان با گرانيت هاي اينفرا كامبرين عربستان )
پ:گرانيت هاي گلپايگان_موته(نفوذ كرده درداخل سري هاي دگرگوني پركامبرين گلپايگان در
ناحيه موته )
ت:گرانيت دوران(گرانيت هاي پركامبرين كوه هاي سلطانيه ، جدا كننده پي سنگ پركامبرين از
اينفرا كامبرين)
1_باتوليت (40 كيلومتري مغرب زنجان )
2_تيپ لوكاتيله (15 كيلومتري غرب زنجان ،حدوه 5 كيلومتر و عرض يك كيلومتري)
3_سرو جهان در داخل سازند كهر ،(داراي منظره گنيسي )
ث:گرانيت زريگان(در ايران مركزي،جوان تر از گرانيت دوران و معرف مرز اينفا كامبرين با
كامبرين)
ج:اولترا بازيك ها(در مغرب پشت بادام،همراه با آمفيبوليت،ميكاشيست،متاگراوكها،سنگهاي
اولترابازيك نيز يافت ميشود.)(پوسته زمين ايران،در اينفراكامبرين در حال كشش و انبساط بوده و
احتمالا تا مرحله اقيانوسي شدن جنيني پيش رفته است.)
ولكانيسم
الف:ريوليت هاي سري هرمزيا كوارتز پورفيري
ب:ريوليت هاي تكنار(بخش زيرين سازند تكنار به ضخامت1500متر)
پ:توف ها و ريوليت هاي آلكالن پتاسيك اسفوردي(فراگرفته شده توسط دولوميت هاي قهوه اي
رنگ به سن اينفرا كامبرين پسين)
ت:ريوليت هاي سري دزو-ريزو(50-250متر ضخامت،توسط گنبد نمكي به هم ريخته شده است)
ث:توف ها و ريوليت هاي آلكالن قره داش آذزبايجان
ج:ريوليت هاي موته گلپايگان(منطقه چاه خاتون،بارزترين نمونه متا ريوليت)
چ:ايگنمبريت محمدآباد.
سرزمين هاي دگرگون نشده پركامبرين:
1-سازند كهر(شبل هاي سيلتي سبز رنگ،ضخامت1600متر،فاقد فسيل)(از نظر تطابق چينه شناسي با
سري مراد در نواحي كرمان ،سازند كلمرد و سازند تكنار در شرق ايران قابل مقايسه است)
2_سري مراد(مقطع نمونه در نزديكي چشمه آب مراد،كامل ترين سري دگرگون نشده پركامبرين
داري فسيلهايي كه در جاهاي ديگر ديده نشده است،ضخامت500متر)
3_سازند كلمرز:شامل:
الف: زون مركزي(حد بين پركامبرين واينفراكامبرين)
ب: زون باختري
4_ائو كامبرين(رسوباتي كه به طور هم شيب در زير رسوبات كامبرين و به طور دگرشيب بر روي پي
سنگ دگرگوني قرار داشته باشد)شامل:
الف:سرزمين هاي اينفرا كامبرين
4-الف-ا-سازند بايندر(498متر،مرز اينفرا و پي سنگ پركامبرين)
4-الف-2-سازند سلطانيه(1160متر،شامل:يك-دولونيت زيرين. دو-شيل چپقلو. سه-دولوميت هاي
فوقاني)
4-الف-3-سازند باروت(714متر_داراي تداخل بين انگشتي با دولوميت سلطانيه)
4-الف-4-سازند زاگون(600متر،اينفراكامبرين انتهايي،جزئي از لالون)
ب: رخساره هاي تبخيري- آتشفشاني اينفرا كامبرين
4-ب-1-سري ريزو(ضخامت 800متر)
4-ب-2-سري دزو(به دليل نفوذ گنبدهاي نمكي در هم ريخته شده،شامل سنگهاي آذرين و رسوبي )
4-ب-3-سازند راور(تشكيلات نكي به صورت گنبد نمكي)
4-ب-4-سازند هرمز(قديم ترين سنگهاي تبخيري در ايران_كامبرين زيرين و اينفراكامبرين)
4-ب-5-سازند قره داش(فراگرفته شده توسط حوضه دولوميتي_آتشفشاني اينفراكامبرين)
كانسارهاي پركامبرين واينفراكامبرين
1-كانسارهاي آهن(معادن چادرملو و معادن چغارت)
2-كانسارهاي مس(بافق،بيابانك،ساغند،كاشمر و يزد)
3-كانسارهاي سرب و روي(انگوران)
4_كانسارهاي طلا(موته،شمال شرق گلپايگان، ماسوله،تكاب،شاهين دژ)
5_فسفات(سري هرمز جزيره قرنين،سري ريزو،سازند سلطانيه)
پالئوزوئيك زيرين
كامبرين
سازند لالون(ضخامت 582متر،شامل ماسه سنگ آركوزي497متر و شيل ها و ماسه سنگ قرمز 35متر)
كامبرين فوقاني و مياني
سازند ميلا(شامل 5 ممبر،585_3000متر)
سازند كالشانه(ضخامت 1000متر)
سازند درنجال(شمال شرق طبس،832متر)
سازند شيرگشت(طبس،بيش از 1000متر)
سازند لشكرك(175متر شامل:55مترشيل،25مترآهك نودولي قرمز حاوي فسيل،95مترشيل بدون
فسيل)
دگرگوني و ماگماتيسم
سازند بوج(300متر مرمر خاكستري تيره،ديوريت،مرمرهاي دانه ريز)
سازند كرشك(شامل 6 بخش:كنگلومرا،ماسه سنگ،لايه فسفاته،آهك و دولوميت)
سيلورين
بازالت هاي ماسوله(البرز غربي،شامل شش بخش)
رباط قره بيل (رسوبات تخريبي و در مقطع تيپ آن دولوميت وآهك)
دگرگوني هاي كالدونين
1-ناحيه ماكو
2-ناحيه اسفندقه-اقليد
پالئو زوئيك فوقاني
دونين
سازند پادها(500مترماسه سنگ،دولوميت و گچ)
سازند جيرود(معادل خوش ييلاق)
گروه گوش كمر(نيور و پادها)
گروه ازبك كوه(شامل:دولوميت سيب زار،آهك بهرام،سازند شيستو،سازند سردر)
دونين_كربونيفر
زون بينالود
دونين ماكو
سازند مولي
لايه هاي فسفاتي دونين فوقاني
سازند خوش ييلاق(1300متر)
سازند مبارك(450متر آهك سياه رنگ)
سازند سردر(660متر از شيل تا سيلت سبز رنگ فاقد فسيل)
پرمين
سازند جمال(473متر)
سازند دورود(150متر شامل 4واحد)
سازند روته(230مترشامل6واحد)
سازند نسن(در البرز مركزي-144متر)
مزوزوئيك
ترياس
سازند اليكا(295متر)
سازند سرخ شيل(122مترشيل هاي آهكي و رسي)
سازند شتري(820متر آهك ضخيم لايه)
سازند ناي بند(شامل سه واحد:حوض شيخ،ناي بند،حوض خان)
سازند آق دربند(شامل 4قسمت،ضخامت؟)
گروه نخلك(2000متر داراي آمونيت هاي فراوان)
سازند خانه كت(364متر ،دولوميت هاي ريز دانه و كمي سيليسي)
ژوراسيك
سازند شمشك(شمال گردنه لاسم،1027متر شامل 4بخش)
سازند دليچاي(107متر آهك مارني تا ماسه اي لايه نازك به رنگ سبز خاكستري)
آهك لار(البرز مركزي_250تا350متر)
سازند آبناك(بيش از 600متر آهك و دولوميت)
سازند ژيپس _ ملافير
سازند شال(شامل دو بخش)
سازند كشف رود
سازند چمن بيد(2000متر مارن آمونيت دار و لايه هاي نازك آهكي)
سازند مزدوران(500متر )
سازند شوريجه(250تا900متر)
سازند معادل شمشك( شمال كرمان)
آهك بادامو(163متر آهك آمونيت دار،گاهي ماسه اي_سيليتي يا االيتي)
سازند هوجدك(1000متر)
سازند بغمشاه(496مترشيلهاي مارني تا ماسه اي دانه ريز)
سازند قلعه دختر(974متر شامل سه بخش)
آهك اسفنديار(690متر آهك ريفي)
سازند بيدو(1000مت آهك)
آهك پكتن دار_ژيپس
سازند نمكي ژوراسيك فوقاني
سازند قرمز قاره اي(500متر)
كرتاسه
سازندتيزكوه
سازندپوقاله(500تا550 متر_شامل سه بخش)
سازند جامي شوران(شامل دو واحد)
سازند قالي مران(75تا80متر شامل دو بخش )
سازند تيرگان
سازند سرچشمه
سازند سنگانه(700تا2000متر)
سازند آتامير
سازندآبدراز(ضخامت اناز شرق به غرب متفاوت واز 500تا1500متر در طاهر اباد ميرسد)
سازند آب تلخ(700تا1000متر)
سازند نيزار(ضخامت آن درناحيه سرخس بين 100تا250متر متغير است)
سازند كلات(100متر)
سازند نفته(ضخامت آندرناحيه سرخس 60 متر است)
سازندفهليان(ضخامت در مقطع نمونه 360يا400متربوده)
سازند گدون(120متر)
سازند داريان(ضخامتدرمقطع نمونه315 متر است)
سازند گرو(900متر_ازنظر ليتولوژي شامل5بخش)
سازند كژدمي(ضخامت مقطع230متر)
سازند سروك
سازندسورگاه(ضخامت درمقطع نمونه 175متر )
سازند ايلام
سازند گورپي
سازند تاربور(527متر)
سازند اميران(ضخامت درمقطع نمونه871متر)
سازندساچون(ضخامت در مقطع نمونه 1415متر)
سنوزوئيك
ترسير
سازندفجن(ضخامتدر مقطع نمونه1500متر)
سازند زيارت(ضخامتدر مقطع نمونه 435متر_ازنظر ليتولوژي شامل 2بخش)
سازندكرج(ضخامت كل مقطع نمونه 3300متر_به وسيله ددوال به 5بخش تقسيم مي شود )
سازند قرمز(ضخامت ان در دامنه هاي جنوبي البرز مركزي از 10تا500 متر متغير است)
سازند كند(ضخامتدرمقطع نمونه حدود 250 متر )
اوليگو_ميوسن
سازند گچدار(120متر)
سازند مارن ورس هاي نواري(400متر)
سازند مارن هاي قرمز
سازند لايه هاي اسپونيد ونتلا دار(90تا100متر)
سازند لايه هاي فولاس دار
پليوسن
سازند آغچه گيل(ضخامت درحوالي محمود آبادبه 700متر ميرسد)
سازند آپشرون
سازند زيوار
سازندپستليق
سازند چهل كمان
سازند خانگيران
سازنداميران يا فليش اميران(902متر)
سازندساچون(4|1414متر)
سازند تله زنگ(2|204متر)
سازند كشكان(370متر)
سازند شهبازان(ضخامت مقطع حدود 338متر)
سازند جهرم
سازندپابده(5|798متر)
سازند آسماري(ضخامت آندر مقطع نمونه 314 متر ولي عموما از چند متر تا 518 متر متفاوت
است_وشامل 2 بخش است)
سازند رازك(ضخامت در مقطع نمونه 7|804متر)
سازند گچساران
سازندميشان(ضخامتدرمقطع نمونه 710 متر)
سازند آغاجاري(ضخامتاز 610تا 3048متر متغير است )
سازند بختياري
سازندقرمز تحتاني(ضخامت حداكثر 1000متر)
سازند قم(ضخامت1200متر_ازنظرليتولوژي به9بخش تقسيم مي شود)
سازند قرمز فوقاني(به 2زير واحد تقسيم مي شود)
كواترنر
سازند هزار دره(ضخامت زياد،طبقه بندي منظم،شامل دو بخش)
سازند كهريزك(10متر)
آبرفتهاي تهران
آبرفتهاي عهد حاضر
پادگانه هاي آبرفتي(لار-كند بالا-پل جاجرود-مشرق پارچين-لشكرك)
رسوبات تبخيري و كويري
بيابا نهاي ايران:
بيابانهاي ساحلي
بيابانهاي داخلي(بيابانهاي گرم-بيابانهاي نسبتا گرم)
رسوبات بادي:
رسوبات لس
تپه هاي ماسه اي ساحلي
تپه هاي صحرايي
رسوبات ساحلي و دريايي
رسوبات ساحلي
رسوبات دلتايي
رسوبات مردابي
رسوبات دريايي
سنگهاي آتشفشاني و آتشفشانهاي كواترنر
دماوند
تفتان
بزمان
آتشفشانهاي جنوب شرق ايران
سهند
سبلان
جنوب بيجار
ارنان
آج
آرارات
حوالي قوچان
شمال شرق كرمان
مشخصات فيزيکيخليج فارس
خليج فارس كه امروزه به پيوستگاه و ته آب اروند رود در خرمشهر و بصره تا راس مسندام در شمال عمان اطلاق مي شود.
در اواسط دوره سوم زمين شناسي حدود 30 ميليون سال قبل در اثر گسترش دهانه شكاف درياي عمان بوجود آمده و از پديده هاي دوران سوم زمين شناسي است كه در حال حاضر 226 هزار كيلومتر مربع پهنا دارد درازاي كرانه اش از دهانه فاو تا بندر عباس 1 هزار و 375 كيلومتر و ميانگين ژرفاي آن 30 متر است و 062%آب هاي سطح كره زمين را در بر مي گيرد در ابتدا وسعت آن بيشتر از دو برابر مساحت فعلي بوده است. اين پهنه آبي قديمي ترين دريايي است كه بشر آن را مي شناخته است. اين پهنه آبي گاهواره تمدن جهان و از اولين زيستگاههاي بشر محسوب مي شود ساكنان اين دريا كشتي را اختراع و خاور و باختر را به هم پيوند داده اند. در جغرافياي قديم درياي پارس يكي از بزرگترين دريا ها از 4 دريايي بود كه شناخته شده بود اما اكنون پهنه آبي را كه خليج فارس مي نامند خليجي كه با 1000 كيلومتر مربع طول و بيشتر از 240 كيلومتر مربع عرض

اين خليج متوسط 56% ذخاير نفت جهان را در بر دارد و هنوز هم مهمترين خليج در جهان محسوب مي گردد. ميادين نفتي خليج فارس مهمترين منابع نفت دنيا مي باشند. ميادين نفتي سروش، بهرگانسر، سيري، نوروز و لاوان و ميدان گازي پارس جنوبي از مهمترين ميادين هيدروکربوري ايران مي باشند. خليج فارس با 226 هزار كيلومتر مربع و سعت و 68 ميليارد بشكه ذخيره نفت (56%)كل ذخاير نفت جهان يك آبراه بزرگ و مهم بين المللي است كه از دوره هخامنشيان تا امروز همواره اهميت استراتژيك داشته و بويژه در دوره جنگ جهاني دوم و در دوره جنگ سرد بر اهميت و شهرت جهاني آن افزوده شد و با انقلاب اسلامي ايران و بر هم خوردن معادلات جهاني با بروز سه جنگ موسوم به جنگهاي سه گانه خليج فارس و با توجه به اهميت اقتصادي و جهانگردي كه كشورهاي حاشيه آن پيدا كرده اند، اهميت آن و توجه جهانيان به آن، اين منطقه را به مشهورترين نقطه جغرافيايي تبديل كرده است. عليرغم فراز و نشيبهاي مختلف تاريخي هنوز هم ايران مهمترين كشور منطقه است كه قسمت اعظم خليج فارس را تحت حاكميت دارد. خليج فارس گرمترين پهنه آبي دنياست، عريض ترين بخش آن 180 مايل است و عميق ترين نقطه آن 93 متر در 15 كيلومتري تنب بزرگ، و كم عمق ترين بخش آن در غرب بين 10 تا 30 متر است عمق كم خليج فارس باعث شده است كه خشكي مرتب بدرون دريا پيشروي نمايد. در عين شوري زياد آب، 200 چشمه آب شيرين در كف و 25 چشمه كاملاً شيرين در سواحل اين خليج جريان دارد كه همگي از كوههاي زاگرس يا پارس سرچشمه مي گيرند، اروند، كارون، دياله، زاب، جراحي، مند، دالكي و ميناب بزرگترين و پر آب ترين رودهايي هستند كه به خليج فارس مي ريزند. گرماي هوا گاهي در تابستان 50 درجه و برودت آن در زمستان تا 3 درجه گزارش شده است. خليج فارس از نظر منابع طبيعي از غني ترين پهنه هاي آبي جهان است نفت، گاز، فسفات، گوگرد ، مرواريد، مرجان، انواع ماهيها و ميگو از جمله ثروتهاي خليج فارس است. بنادر دبي، شارجه، ابوظبي، كويت، بحرين، دوحه ، كيش، بندر عباس، خرمشهر و بصره خليج فارس را به قطب اقتصادي و توريستي جهان تبديل كرده است. خليج فارس از نظر ژيوپلتيك، استراتژيك، نظامي و از تاريخي و فرهنگي يك پهنه آبي مهم و منحصر به فرد در جهان محسوب مي شود. كشفيات باستان شناسي سالهاي اخير در دو سوي سواحل فارسي و عربي خليج فارس ثابت مي كند كه اين پهنه آبي يكي از مهمترين و شايد اولين مركز سكونت انسانها است و گهواره و مرکز تبادل تمدنهاي زيادي مانند ايلامي، سومري، آکدي، آشوري، بابلي، مادي، پارسي، يوناني، اسلامي و .. بوده است.
ب - تاريخچه
خليج فارس نامي است به جاي مانده از كهن ترين منابع، زيرا كه از سده هاي قبل از ميلاد سر بر آورده است، و با پارس و فارس _ نام سرزمين ملت ايران _ گره خورده است. قدمت خليج فارس با همين نام چندان ديرينه است كه عده اي معتقدند: «خليج فارس گهواره تمدن عالم يا مبدا پيرائي نوع بشر است.» ساكنان باستاني اين منطقه، نخستين انسان هايي بودند كه روش دريانوردي را آموخته و كشتي اختراع كرده و خاور و باختر را به يكديگر پيوند داده اند. اما دريانوردي ايرانيان در خليج فارس، قريب پانصد سال قبل از ميلاد مسيح و در دوران سلطنت داريوش اول آغاز شد. داريوش بزرگ، نخستين ناوگان دريايي جهان را به وجود آورد. كشتي هاي او طول رودخانه سند را تا سواحل اقيانوس هند و درياي عمان و خليج فارس پيمودند، و سپس شبه جزيره عربستان را دور زده و تا انتهاي درياي سرخ و بحر احمر كنوني رسيدند. او براي نخستين بار در محل كنوني كانال سوئز فرمان كندن ترعه اي را داد و كشتي هايش از طريق همين ترعه به درياي مديترانه راه يافتند. در كتيبه اي كه در محل اين كانال به دست آمده نوشته شده است: «من پارسي هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان كندن اين ترعه را داده ام از رودي كه از مصر روان است به دريايي كه از پارس آيد پس اين جوي كنده شد چنان كه فرمان داده ام و ناوها آيند از مصر از اين آبراه به پارس چنان كه خواست من بود.»
داريوش در اين كتيبه از خليج فارس به نام «دريايي كه از پارس مي آيد» نام برده است و اين نخستين مدرك تاريخي است كه درباره خليج فارس موجود است.
اولين بار يوناني ها بودند كه اين خليج را «پرسيكوس سينوس» يا «سينوس پرسيكوس» كه همان خليج فارس است، ناميده اند. از آنجا كه اين نام براي اولين بار در منابع درست و معتبر تاريخي كه غير ايرانيان نوشته اند آمده است، هيچ گونه شائبه نژادي در وضع آن وجود ندارد. چنان كه يونانيان بودند كه نخستين بار، سرزمين ايران را نيز «پارسه» و «پرسپوليس» يعني شهر يا كشور پارسيان ناميدند. استرابن جغرافيدان قرن اول ميلادي نيز به كرات در كتاب خود از خليج فارس نام برده است. وي محل سكونت اعراب را بين درياي سرخ و خليج فارس عنوان مي كند. همچنين «فلاريوس آريانوس» مورخ ديگر يوناني در كتاب تاريخ سفرهاي جنگي اسكندر از اين خليج به نام «پرسيكون كيت» كه چيزي جز خليج فارس، نيست نام مي برد.
البته جست و جو در سفرنامه ها يا كتاب هاي تاريخي بر حجم سندهاي خدشه ناپذيري كه خليج فارس را «خليج فارس» گفته اند، مي افزايد. اين منطقه آبي همواره براي ايرانيان كه صاحب حكومت مقتدر بوده اند و امپراطوري آنها در قرن هاي متوالي بسيار گسترده بود هم از نظر اقتصادي و هم از نظر نظامي اهميت خارق العاده اي داشت. آنها از اين طريق مي توانستند با كشتي هاي خود به درياي بزرگ دسترسي پيدا كنند و به هدف هاي اقتصادي و نظامي دست يابند.

آثار عرب زبان نيز بهترين و غني ترين منابعي هستند كه براي شناسايي و توجيه كيفيت تسميه اين دريا مي تواند در اين بررسي مورد استفاده قرار گيرد. در اين منابع و آثار از درياي فارس و چگونگي آن بيش از آثار فرهنگي موجود در هر زبان ديگري گفت و گو شده است. تمام كساني كه نسبت به متون دوره اسلامي شناختي حداقل داشته باشند با نام مسعود ابن بطوطه، حمدالله مستوفي، ياقوت حموي، حمزه اصفهاني، ناصرخسرو قبادياني، ابوريحان بيروني، ابن بلخي وديگراني كه اكثر آنان كتاب هاي خود را به زبان عربي نيز نوشته اند، آشنا هستند. گذشته از متقدمان نامبرده مي توان از نويسندگان عرب متاخر نيز نام برد كه در آثار خود از نام «خليج فارس» بدون كم و كاست ياد كرده اند.
ج – زمين شناسي
زمين شناسان معتقدند كه در حدود پانصد هزار سال پيش، صورت اوليه خليج فارس در كنار دشت هاي جنوبي ايران تشكيل شد و به مرور زمان، بر اثر تغيير و تحول در ساختار دروني و بيروني زمين، شكل ثابت كنوني خود را يافت. در اواسط دوره سوم زمين شناسي حدود 30 ميليون سال قبل در اثر گسترش دهانه شكاف درياي عمان بوجود آمده و از پديده هاي دوران سوم زمين شناسي است كه در حال حاضر 226 هزار كيلومتر مربع پهنا دارد درازاي كرانه اش از دهانه فاو تا بندر عباس 1 هزار و 375 كيلومتر و ميانگين ژرفاي آن 30 متر است و 0.62%آب هاي سطح كره زمين را در بر مي گيرد در ابتدا وسعت آن بيشتر از دو برابر مساحت فعلي بوده است. جزاير خليج فارس دنباله ارتفاعات زاگرس بوده كه به دريا كشيده شده و قسمت هاي مرتفع آن از آب بيرون آمده است و بجز قشم،كيش،لاوان و هندورابي بقيه جزاير استان غالبا به صورت گنبدهاي نمكي هستند كه مجموعهاي از سنگ هاي ماگمايي رسوبي و دگرگوني بوده كه توسط توده هاي نمك در حين بالا آمدن به سطح زمين رسيده اند. بر پايه نقشه هاي تكتونيك، خليج فارس جزء كانونهاي زلزله خيز ايران است دانشنامه بريتانيكا در اين خصوص نوشته است " آخرين حركتي كه خليج فارس در معرض آن قرار داشته و دارد بالا آمدن تدريجي است. زلزله در خليج فارس متواتر و گاهي بسيار شديد است.
جغرافياي ديرينه منطقه خليج فارس در دورههاي مختلف زمين شناسي :
دوره پرمين ـ بطوريكه در نقشه هم ضخامت دوره پرمين ديده مي شود ضخامت طبقات دولوميتي و آهكي پرمين بنام سازند دالان (خوف در عربستان) بين 1000 تا 2000 پا متغير است و بيشترين ضخامت در تنگه هرمز و ناحيه قشم ميباشد. و حدود قطر و بحرين بين 1000 تا 1500 پا است. و تغييرات ضخامت پرمين بعلت رسوبات كم عمق پلاتفوري خيلي كم است و سازند دالان در دوره پرمين در درياي كم عمق بصورت سنگ آهكي و دولوميتي رسوب نموده است.
دوره ترياس ـ در نواحي قشم و شمال بندرعباس پايين رفتگي ادامه داشته و حداكثر ضخامت رسوبات ترياس در شمال بندرعباس ديده ميشود و در ناحيه قطر بطرف شمال و ناحيه شيراز ضخامت كمتري از ترياس وجود دارد حركات قارهاي و حركات نمكي از ترياس شروع شده است.
دوره ژوراسيك ـ در دوره ژوراسيك حركات قارهايي و حركات نمكي باعث بالا آمدن منطقه فارس شد و در دوره ژوراسيك ضخامت كمتري در ناحيه خليج فارس رسوب نموده است ولي در مناطق كويت، شمال عربستان در اثر پايين رفتگي بيشترين ضخامت حدود 4000 پا رسوبات ژوراسيك ديده مي شود.
دوره كرتاسه ـ در اين دوره در اثر حركات قارهاي و حركات نمكي، نواحي دالان، بوشهر ، كنگان بحرين، قطر و قوار، بالا آمده و كمترين ضخامت دوره كرتاسه در اين نواحي ديده مي شود و بر عكس در نواحي سروستان، شيراز، دزفول و لرستان در شمال و ناحيه هرمز و عمان (در قسمت جنوب شرقي خليج فارس) فرونشست پيدا نموده و ضخامت حداكثر كرتاسه بيش از 8000 پا رسوب نموده است. اولين بالا زدگي كوههاي گنبد نمكي در كرتاسه ظاهر شده و از دانههاي سازند هرمز در سنگهاي كرتاسه ديده شده است.
دوران سوم ـ در دوران سنوزوييك برعكس دروه كرتاسه نواحي دالان، بوشهر، كنگان پايين رفته و رسوبات دوران سوم بيش از 12000پا ضخامت در اين نواحي رسوب كرده است. در قسمت جنوبي خليج فارس (عربستان، قطر و بحرين) و در شمال خليج فارس نواحي شيراز و سروستان، دزفول و لرستان ضخامت كمتري در دوران سوم رسوب نموده است.
بطور كلي در تمام دوره ها از پرمين تا اوايل ميوسن درياي كم عمق در تمام منطقه خليج فارس وجود داشته و در اواسط ميوسن دريا پسروي نموده و كم كم رسوبات تبخيري نمك و گچ سازند گچساران و سپس رسوبات دريايي كم عمق و قاره اي آغاجاري رسوب نموده اند.
نظرات:
عالی
ارسال شده توسط: reza | سه شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۵ 4:30 PM
اطلاعات این وبلاگ جالب است ولی برای کسانی که تخصصی می خواهند کار کنند هیچ سودی ندارد این اطلاعات خیلی کلی هستند .
ارسال شده توسط: قاسمی | سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۸۶ 3:06 PM
بسیار عالی
ارسال شده توسط: منیره نظری | سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۶ 12:17 PM
khoob bud vali kamel nabud
ارسال شده توسط: sahar | چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۷ 10:09 AM